آموزش رفتار درست به کودکان

نقش والدین در آموزش رفتار درست به کودکان 

والدین با توجه به نقشی که دارند باید در تمام طول رشد فرزندشان تلاش کنند تا به او آموزش دهند چه رفتارهایی مناسب و چه رفتارهایی غیر اخلاقی و حتی خطرناک هستند، کدام نوع اخلاق ها باعث آزار می شوند و کدام نوع رفتارها خشنودی را به دنبال دارند. هیچ گاه نمی توان فردی را پیدا کرد که بزرگ شده باشد بدون آن که از طریق یک سری تنبیه ها، تجربه هایی به دست آورده باشد!

پادکست آموزش رفتار درست به کودکان

زمانی که کودکی از جانب والدین و یا حتی اطرافیان مورد تمسخر واقع می شود و یا حس حقارت می کند، برای مدت زمانی احساس بد بودن به او دست می دهد. در واقع کودکان کم کم چه به صورت آگاهانه و چه ناآگاهانه متوجه می شوند که منبع اصلی تمامی احساسات و عواطفشان و حتی تقویت های جسمانی آن ها والدینشان هستند و چنانچه والدین آن ها را قبول نداشته باشند، آن ها را از خود دور کرده و یا آنان را ترک نمایند، ادامه ی زندگی برای کودکان بسیار سخت خواهد بود. لذا یکی از مهم ترین مسائل برای ادامه ی زندگی از دید کودکان، مورد تایید والدین بودن است و در غیر این صورت احساس بد بودن در وجود کودک تبدیل به خطری جدی برای او می شود.

در واقع تمامی کودکان با تاثیرهای هیجانی که به وسیله ی رفتارها و کارهای ممنوع شده در آن ها شکل گرفته است بزرگ می شوند و چنانچه به هر دلیلی در وجودشان احساس کنند فرد بدی هستند، تمامی خاطرات بدشان و تمامی این لحظات هیجانی در ذهنشان یادآوری می شود. در واقع این گونه خاطرات تبدیل به زخم هایی در وجود کودکان می شوند که باعث ایجاد ناراحتی ها و غم هایی می شوند که نمی توان از آن ها دوری کرد.

در حقیقت این تجربه دقیق در جایی ایجاد می شود که منتقد درونی در آن اعلام حضور می کند و منبع تغذیه و رشد آن همان احساس بد بودن در فرد می باشد. زمانی که باعث می شوید شخصی عصبانی شود یا این که از یکی از اهدافتان عقب می مانید و یا اشتباهی انجام می دهید، بخشی از وجود شما تلاش می کند تا شما را به باور بد بودنتان برساند؛ و این احساس در واقع همان صدای منتقد درونی، صدای پدر و مادر و صدای تنبیه کننده ای است که باعث تشکیل رفتار شما در کودکی و تشکیل رفتار سایر کودکان می شود.

آموزش رفتار درست به کودکان

چگونگی مقابله با احساس بد بودن در کودکان

در واقع میزان، حجم و نیروی حمله های انتقادی با قدرت احساس بد بودن در کودکان رابطه ای کاملا مستقیم دارد. در تربیت فرزند هر چه قدر رفتارهایی که مواردی را در کودکان شما محدود و ممنوع می کنند کمتر باشند، به همان میزان زمانی که کودکان شما بزرگتر شوند کمتر مورد حملات انتقادی قرار می گیرند، اما در مقابل در شرایطی که پیام هایی که به کودکان مبنی بر نادرست بودن یا بد بودن کارهایشان می دهید تا قوی و نیرومند باشند باعث می شوید تا در بزرگسالی حملات منتقد درونی بسیار زیادی داشته باشد.

آن چه بسیار اهمیت دارد و باید به آن توجه نمایید این است که در تربیت فرزند خود هر نوع کلمه و عبارت مشخصی که به کار می برید، باعث انتقال پیام اخلاقی خاصی می شود. برای مثال اگر به کودکی بگویید که تنبل و یا بسیار خودخواه است، عملکردی که دارد خیلی بد است، یا آن که فردی بی لیاقت و بی فایده می باشد، باعث می شوید تا با احساسی سرشار از بدی و بی ارزشی در دنیای کودکانه اش رها شود.

مواردی که والدین باید در قبال کودکان رعایت کنند

در واقع یک سری موارد وجود دارند که پدر و مادر در تربیت فرزند خود باید به آن ها توجه داشته باشند برای مثال:

آیا زمانی که با کودکانتان صحبت می کنید رفتاری تحقیر آمیز با آن ها دارید و یا این که تلاش می کنید او را حمایت کنید؟

تلاش می کنید چه نوع بذر و چه نوع تفکری را در ذهن کودکانتان پرورش دهید؟ آیا سعی می کنید آن افکار، مایوس کننده و ضعیف کننده عزت نفس کودکانتان باشند و یا در مقابل افکاری باشند که باعث قدرتمندی، ارزشمندی و قوی بودن آن ها شود؟

تلاش می کنید چه نوع رفتارهایی را به عنوان تجهیزات کودکانتان آموزش دهید؟ آیا کاری می کنید تا باورهایی در آن ها شکل بگیرد که باعث شوند آن ها را ناتوان و ناامید نمایند و بالعکس؟

سعی می کنید کدام نوع صدا در ذهن کودکان شما نیرومندتر باشند؟ آیا با رفتارهایتان باعث می شوید تا صدای درونی ذهن کودکان شما به صدایی عیب جو، شکایت کننده و بدگو تبدیل شود؟

عزت نفس کودکان در شش سال اولیه زندگی 

این مسئله که اکنون چگونه شخصی هستیم و در آینده به چه فردی تبدیل می شویم، به صورتی مستقیم در ارتباط با نحوه ی برقراری ارتباط بین کودک و پدر و مادر می باشد، در واقع نحوه ی ارتباط شما به عنوان والدین با کودکانتان دیگر ارتباط های کودک با سایر افراد را شکل می دهد و این مسئله به اندازه ای حساس است که بر میزان درک کودک از خودش نیز تاثیر می گذارد. در واقع کودکان به وسیله ی عشق، اعتماد و نگرشی که از طریق والدینشان دریافت می کنند، می توانند هرچه بیشتر خودشان را بشناسند و در نتیجه والدین نقشی اساسی در شکل گیری شخصیت اخلاقی و خودشناسی کودکانشان دارند.

در حالت کلی بیشترین تاثیری که والدین می توانند بر روی کودکان شان بگذارند، رشد عاطفی و شخصیت آنان در سال های اولیه زندگی شان است. فعالیت کودکان در حالت کلی بسیار زیاد بوده و پیوسته در حال آموختن هستند. برای مثال یاد می گیرند که دنیا چگونه است و چه احساسی نسبت به شناخت دنیا و شناخت خودشان دارند. همواره در حال رشد و پیشرفت هستند و تمامی باورهایی که بدین صورت در کودکان شکل می گیرد بر روی رفتارهایشان در بزرگسالی تاثیر دارد.

در واقعا کودکان تا زمانی که به دو سالگی خود می رسند، هیچ آگاهی نسبت به رفتارهایی که بروز می دهند ندارند و لذا هدف اصلی والدین در این بازه باید تشکیل احساس خود مختاری در کودک باشد، در واقع پدر و مادر باید تلاش کنند که متوجه شوند آیا کودکشان فردی مستقل است یا بالعکس. در بیشتر موارد رفتارهای نامناسب و یا سرشار از سرکشی کودکان با هدف خاصی صورت نمی گیرد و تنها به دلیل بروز شخصیت مستقل آن ها می باشد؛ پس والدین در نحوه ی تربیت فرزند و رفتارشان با کودکان در سنین متفاوت، باید دقت بسیار زیادی به خرج دهند.

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.