استارت آپ چیست؟

چگونگی راه اندازی یک استارت آپ

در اغلب داستان های مربوط به استارت آپ های موفق، چند موسس فوق العاده به طور اتفاقی به یک ایده بزرگ و انقلابی دست یافته و از تکنولوژی های نوآورانه استفاده کرده اند. در ابتدا ایده آن ها احمقانه به نظر می رسیده اما خیلی سریع رشد کردند و قابلیت های خود را نشان دادند. موسسان سرمایه ی بسیار زیادی جذب و یک تیم بسیار متبحر ایجاد کرده اند و در نهایت جهان را تغییر داده اند.

اما این داستان یک افسانه ی بزرگ است که با انتخاب گزینشی و پس از وقوع روایت شده است. واقعیت این است که بیشتر استارت آپ ها با وجود ایده های عالی و تلاش زیاد ناکام می مانند. علاوه بر این، داستان های مربوط به موفقیت استارت آپ ها معمولا از بیان جزئیات خسته کننده مربوط به اجرای کار صرف نظر می کنند. در حالی که اجرا مهم ترین بخش در موفقیت یک استارت آپ است.

کارآفرینان تمایل دارند که مدیریت و کارهای اجرایی را همچون شرکت های بزرگ به شکلی بروکراتیک انجام دهند نه مانند استارت آپ های خلاقانه. اما در واقعیت استارت آپ های موفق به شکل سیستماتیک، نوآوری را مدیریت می کنند و استارت آپ های ضعیف، وقت و پول و تلاش خود را هدر می دهند.

پادکست استارت آپ

تعریف استارت آپ

استارت آپ معنای گسترده ای پیدا کرده و بسیای از افراد در تلاش هستند تا درون کسب و کارهای بزرگ دست به نوآوری بزنند. به طور کلی می توان چنین تعریفی ارائه داد: «استارت آپ نهادی است که توسط انسان طراحی شده تا محصولات یا خدمات جدید را در شرایط به شدت نامطمئن ایجاد کند.» این تعریف دارای ۳ بخش کلیدی است:

۱ – نهاد انسانی: تمرکز بر عوامل انسانی مانند استخدام کردن استعدادها، مدیریت کردن تیم ها و ایجاد فرهنگ، اهمیت بسیار زیادی دارد.

۲ – محصول یا خدمات: این مورد شامل همه چیزهایی است که برای مشتری ها دارای ارزش است.

۳ – عدم قطعیت شدید: این به معنای تولید کردن چیزی کاملاً جدید و آزمون نشده برای مشتری ها و بازارهای ناشناخته و تثبیت نشده است. در این شرایط، آینده به طور کامل غیر قابل پیش بینی است.

منشا استارت آپ عالی

اریک رایس از این که می دید درصد بالایی از استارت آپ ها شکست می خورند، خسته شده بود. او از دیدن تیم های زیادی که برای ساختن یک محصول به سختی تلاش می کردند اما در نهایت محصول شان در بازار شکست می خورد ناراحت می شد. رایس این شکست ها را این گونه نامگذاری کرد:

فراهم کردن محصولاتی که هیچ کس آن ها را نمی خواهد

۵ اصل مهم در استارت آپ

۱ – کارآفرینان همه جا هستند

روش های نوآوری ناب نه تنها برای استارت آپ ها به خوبی کار می کند بلکه برای تشکیلات اقتصادی بزرگ نیز مناسب است. هر سازمانی که به دنبال نوآوری است می تواند این مفاهیم را پیاده سازی کند، حتی دولت ها و سازمان های خیریه می توانند این کار را انجام دهند.

۲ – کارآفرینی یعنی مدیریت کردن در شرایط نامطمئن

روش های نوآوری ناب برای مدیریت کردن عدم قطعیت ها مناسب هستند، برای مثال هنگامی که مشتری ها مشخص نیستند یا زمانی که مشخص نیست چه محصولی باید تولید شود.

۳ – یادگیری صحیح

یادگیری صحیح از تکرار زیاد تجربه های علمی، آزمودن فرضیات در خصوص مشتری ها، محصولات، تایید و یا رد این فرضیات با توجه به داده ها به دست می آیند. استارت آپ ها باید با صرف کم ترین منابع ایده هایشان را بر روی مشتری های واقعی امتحان کنند تا بازخورد مناسبی دریافت کنند.

۴ – چرخه های بازخورد ساختن – اندازه گیری – یادگیری

روش های استارت آپ برای دستیابی به یادگیری معتبر از یک چرخه ۳ گامی استفاده می کند:

• ساختن سریع محصولات ارزان با توجه به ایده ها

• اندازه گیری پاسخ مشتری ها به این محصولات

• یادگیری از بازخورد مشتری ها و تصمیم گیری درباره ادامه کار با استراتژی موجود یا تغییر استراتژی در یک جهت جدید

استارت آپ هایی که به این چرخه بازخورد شتاب می دهند، به سرعت و با کم ترین اتلاف در زمان، پول و تلاش به یادگیری صحیح دست پیدا می کنند.

۵ – معیار نوآوری

معیار نوآوری به ما اطمینان می دهد که استارت آپ ها بر روی معیارها و اهداف درستی که برای رشد ضروری هستند تمرکز کرده اند. بسیاری از کسب و کارها بر روی معیارهای بیهوده ای مانند مشتری های کلی تمرکز می کنند که معیارهای مناسبی برای رشد و پیشرفت نیستند.

شکست خوردن در استارت آپ

اریک رایس یک بار با شرکتی کار کرد و باور داشت میلیون ها نفر از محصول جدید او استقبال خواهند کرد. این شرکت طرحش را بدون هیج اشکالی اجرا، زیرساخت های لازم برای کسب و کار را فراهم و کارمندهای لازم را برای موج جدید مشتری مورد انتظارش استخدام کرد. اما پس از این که محصول پر عیبشان وارد بازار شد، مشتری هایی که انتظار داشتند هرگز محقق نشدند و سرمایه ی بسیاری زیادی هدر رفت. به این ترتیب شرکت با تلاش و دقت یک طرح معیوب را اجرا کرد و شکست خورد.

با وجود پیشرفت هایی که در کارآفرینی صورت گرفته است، بسیاری از استارت آپ ها شکست می خورند. استارت آپ ها با سر و صدای زیاد شروع به کار و فعالیت می کنند اما خیلی زود شکست می خورند و ناپدید می شوند. محصولات جدید با زحمت بسیار زیادی ایجاد می شوند، اما در نهایت هیچ کس از آن ها استفاده نمی کند. این نوع شکست خوردن باعث اتلاف حجم زیادی از زمان، پول، انرژی و استعداد می شود. روش استارت آپ ناب از یک رویکرد سیستماتیک برای نوآوری استفاده می کند که خطر شکست خوردن را کاهش می دهد.

استارت آپ

چشم انداز و تولید

یک استارت آپ مجموعه ای از فعالیت هاست که شامل ایجاد چشم انداز، توسعه محصول، فروش و بازاریابی، تغییر ابعاد، توزیع و طراحی سازمانی است. در این روش تصمیمات بسیار مهمی باید گرفته شود؛ از جمله:

چه زمانی باید برای محصول، برنامه ریزی و زیرساخت ها سرمایه گذاری کرد

چه زمانی باید به تنهایی کار کرد و چه زمانی باید شریک داشت.

چه زمانی باید به بازخوردهای مشتری پاسخ داد و چه زمانی باید آن ها را نادیده گرفت.

چه زمانی باید رشد کسب و کار را افزایش داد و به اصطلاح اسکیل کرد.

با این میزان فعالیت های مختلف یک استارت آپ چگونه می تواند به درستی تصمیم گیری کند؟ چارچوب زیر به شما کمک می کند که این فعالیت ها را سازمان دهی کنید:

چشم انداز: بنیان یک کسب و کار، دلیل وجود آن و هدف نهایی فعالیت هایی است که انجام می شود. چشم انداز به ندرت تغییر می کند.

استراتژی: چگونگی دست یابی به چشم انداز است. استراتژی شامل معماری مدل کسب و کار، ساختن مسیر تولید محصول و پاسخ دادن به بازار و رقبا است. گاهی اوقات لازم است که استراتژی تغییر کند یا چرخشی در آن صورت بگیرد.

محصول: نتیجه نهایی است که توسط چشم انداز و استراتژی تولید می شود. محصول به طور مداوم در حال تغییر و تحول است. در روش استارت آپ ناب، با توجه به داده ها و بازخوردهای دریافتی، محصولات به طور مداوم در حال تغییر هستند.

اگر بازخورد مشتری ها همیشه منفی باشد می تواند نشانه این باشد که استراتژی اشتباه است و منجر به تغییر استراتژی شود. نکته کلیدی این است که به این چرخه ی بازخورد شتاب دهید و تا جایی که امکان دارد با سرعت و کارایی چیزهای تازه یاد بگیرید.

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.