افسردگی زنان

زنان به علت تغییرات هورمونی گسترده بیش تر در معرض ابتلا به افسردگی هستند. همچنین طبق نظر سازمان جهانی سلامتی، افسردگی زنان علت اصلی بیماری و مرگ آنان می باشد که دلیل عمده ی آن تفاوت های بیولوژیکی زن و مرد است؛ البته نمی توان استثنائات را نادیده گرفت. متخصصان در اکثر موارد که افسردگی منوط به تغییرات هورمونی می باشد آن را خطر جدی تلقی نمی کنند. مانند افسردگی زنان هنگام بارداری و زایمان که پس از مدت کوتاهی با عادی شدن ترشح هورمون ها به حالت قبل بازمی گردد.

به طور کلی سه هورمون «سرتونین»، «دوپامین» و «نورآدرنالین»  تاثیرات عمده ای بر خلق و خو، تصمیم گیری و بروز رفتارهای ناگهانی دارند. علاوه بر این به اثبات رسیده است که واکنش زنان در مقابل تغییرات آب و هوایی از حساسیت بیشتری نسبت به مردان برخوردار است. اما با این وجود ژنتیک تنها زمینه ساز بروز این بیماری می باشد.

پادکست افسردگی زنان

دلیل بروز افسردگی در زنان

بنیادی ترین عنصر افسردگی، استرس نام دارد. از سوی دیگر زنان به صورت سنتی نقش های پرتنش را برعهده گرفته اند. همچنین این نقش ها به طور بالقوه احساس بی ارزشی را در فرد تقویت می کند. در شبانه روز زن به عنوان مادر و همسر تلاش های گسترده ای را بدون هیچ چشم داشتی انجام می دهد، اما به دلیل آن که نتوانسته رابطه ی مناسبی با فرزندانش برقرار کند ممکن است حتی با هیچ تقدیری مواجه نشود. زن در یک خانواده به عنوان سپر بلا قرار گرفته، نقشی که به هیچ عنوان پسندیده نیست و هرکس باید برای آرامش و آسایش در خانواده تلاش کند و در هنگام مناسب نقش های مناسب خود را ایفا کنند.

اگر والدین نتوانند در دوران خردسالی به نحوی که نیاز است به فرزندشان محبت کنند و او را بزرگ کنند قطعا در سنین بالاتر دچار مشکلاتی خواهند شد که غالبا مادر خانواده را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

ممکن که زن خانواده به استراحت یا گذران وقت مطابق میل خودش نیاز داشته باشد اما فرد خود را گرفتار زنجیرهای زندگی می بیند و  تصور می کند چاره ای جز ادامه دادن و سکوت ندارد! این باور غلط آغاز افسردگی در زنان خواهد بود که در ادامه تحت تاثیر المان ها و محرک های دیگر می تواند او را در وضعیت نامناسبی قرار دهد.

تاثیر زندگی خانوادگی در افسردگی زنان

در تاثیر زندگی خانوادگی می توان گفت که تا حدودی توانسته است مردان را مصون نگه دارد اما برای زنان تاثیر مخالفی دارد. دلیل آن این است که به صورت طبیعی زنان به فشار و استرس های بیشتری دچار می شوند که گاها از سوی همسرشان می باشد و این ها به نارضایتی از زندگی خانوادگی ختم می شود. زنان شاغل به دلیل داشتن احساس استقلال و برتری نسبت به دیگر زنان می توانند در زندگی خود به تعادل برسند.

به دلیل وجود ارزش ها و توقعات بیجا در جامعه زنان بیشتر در معرض ابتلا قرار می گیرند. به عنوان مثال زنانی که یاد نگرفته اند در مقابل زور ایستادگی کنند و واکنشی جز عجز و ناتوانی از خود بروز نمی دهند، ترس از پیر شدن، از دست دادن طراوت جوانی و یا برخوردار نبودن از فرم ایده آل پسندیده ی جامعه در مقابل این بیماری بسیار شکننده هستند.

افسردگی زنان

انتظارات جامعه از یک زن

در جامعه ی امروز از زنان انتظار داریم که صبور، صرفه جو، خانه دار، ملایم و مهربان باشند. انتظاراتی که عملا پذیرفته نیست و باید تغییر کند. این باور به قدری ریشه یافته است که زنان خشونت از سمت خودشان را ناپسند می دانند. باید بدانیم که بروز خشونت و اعلام نارضایتی نسبت به مسائل و رفتارها نشانه ی بلوغ فرد است و از نظر روانی نباید این گونه احساسات را سرکوب کرد یا نادیده گرفت. زنجیره ی این تعلیم و تربیت غلط منجر به نقش بستن شخصیتی شکننده و متنفر از خویش می شود که همواره می خواهد جای دیگری باشد. موفقیت و موقعیت خویش را هیچ می داند و همواره به دنبال آرام کردن حرص خویش ممکن است به خودش آسیب بزند و به افسردگی دچار شود.

رفتارشناسی زنان در مقابل مشکلات یکسان، نشان می دهد که آن ها ملایم تر رفتار کرده و در صدد تجزیه و تحلیل آن هستند در صورتی که مردان غالبا خود را سرگرم مسئله ای دیگر می کنند یا صرفا بر آن سرپوش می گذارند. تمام موارد ذکر شده می تواند بالاتر بودن آمار زنان افسرده را توجیه کند. از سوی دیگر جامعه و متخصصین به دلیل وجود آمادگی بیولوژیکی زنان به دنبال ریشه ی اصلی ناراحتی و عامل استرس نمی گردند و صرفا به تجویز دارو بسنده می کنند تا فقط صورت مسئله را پاک کنند. در این حالت ممکن است پس از گذر زمان دوباره فرد بیمار شده و مجدد در این چرخه گرفتار شود.

افسردگی زنان چه خطراتی دارد؟!

افسردگی در زنان همچنین به علت تاثیرگذاشتن خلق و خوی آن ها بر افراد همراه نیز از اهمیت بالاتری برخوردار است که ممکن است فرد را مجبور به ظاهر سازی و پنهان کردن مشکلاتش کند. احتمال آن که یک مادر افسرده کودک افسرده ای را تربیت کند بسیار بالاست.

در مراحل مختلف زندگی، یک زن ممکن است مرتکب خطاها و تصمیمات اشتباهی بشود که می تواند او را در مرز نابودی و بیماری قرار دهد. در اطراف ما بسیارند زنانی که خود را زندانی یک رابطه کرده، خود را فریب داده و در کمال ناراضی بودن از رابطه، بی قید و شرط به آن ادامه می دهند. رفتاری که حتی باعث سواستفاده و بازیچه گرفتن احساسات و ارزش های او می شود. در پیش گرفتن چنین رویه ای مسلما به زندگی شخصی زن آسیب زده و در مقابل، مشکلات رابطه نیز برطرف نخواهد شد.

احتمال افسردگی در زنان بیشتر از مردان است!

طبق آمار احتمال افسردگی زنان دو برابر مردان است. دسته ی دیگری از زنان نیز وجود دارند که خود را وقف خدمت به دیگران کرده و فراموش کرده اند که جدای از مادر یا مسئول بودن خود نیز شایسته ی احترام هستند. باید به این گونه افراد گوشزد کرد که بدون توجه به نقشی که دارند به عنوان یک انسان حق دارند زندگی آرامی را تجربه کنند.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.