چگونه تاثیر طلاق روی کودکان را به حداقل برسانیم ؟

همه چیز در مورد جدایی والدین و تاثیر طلاق روی کودکان

یکی از تصمیمات پیچیده ای که می تواند در زندگی همه ی اعضای خانواده اختلال به وجود آورد، طلاق می باشد. مطمئنا طلاق گرفتن از جمله مسائلی است که پدر و مادر دوست ندارند، با فرزند خود در میان بگذارند و همواره پیش خود فکر می کنند که در صورت گفتن این مسئله به کودک چه تاثیری بر روی زندگی وی خواهم داشت. اما در این جا باید توجه داشت که مهم تر از پاسخی که کودکان در این سوال به شما می دهند نوع کنار آمدن آن ها و شما با این مسئله مشکل خواهد بود.

مطالب علمی بسیار زیادی در مورد تاثیر طلاق روی کودکان نوشته شده است که همه ی آن ها بر اساس آخرین روش های روانشناسی هستند. با وجود آن که طلاق گرفتن حتما باعث نابودی زندگی بچه ها نمی شود، اما در یک پژوهش مشخص شد که غالب بچه های طلاق زندگی مناسبی نخواهند داشت و حتی اگر بتوانند به جایی هم در زندگی خود برسند، باز هم به دلیل مشکلاتی که پیش روی آن ها قرار دارد، نخواهند توانست به یک انسان کامل تبدیل شوند و مطمئنا این همان ثمره تاثیر طلاق روی کودکان است.

پادکست تاثیر طلاق روی کودکان

مشکلات کودکان طلاق که از تبدیل آن ها به یک انسان کامل جلوگیری می کند چیست؟!

همواره تصمیمات پدر و مادر در مورد طلاق و عدم توجه به فرزندان، آن ها را در شرایط پیچیده و بسیار مشکلی قرار می دهد، که ممکن است در مراحل بعدی پشیمانی والدین را نیز به همراه داشته باشد. برای نمونه مشکلات رفتاری اولین نشانه ای است که حاکی از تاثیر طلاق روی کودکان می باشد. به خصوص پس از طلاق گرفتن پدر و مادر و جدایی آن ها، بچه ها از نظر عصبی متزلزل می شوند و نمی توانند با یکی از والدین خود زندگی کنند و می گویند که من دوست دارم پیش پدر و مادرم باشم نه آن که آن ها جدا از هم باشند و من پیش یکی از آن ها!

حسادت، زود عصبی شدن، انتقاد از پدر یا مادر و بی ثبات بودن از نظر روحی و روانی نیز از جمله ویژگی ها و خصوصیات رفتاری هستند که نشان دهنده تاثیر طلاق روی کودکان می باشد.

نتیجه و تاثیر طلاق روی کودکان مختلف و زندگی آن ها

تبعات و تاثیرات طلاق روی کودکان مختلف متفاوت است و این بسته به موقعیت زندگی و شرایط مختلف آن خانواده دارد. به طور کلی طلاق زندگی ها را نابود می کند و از هم می پاشاند؛ اما با نگاهی دقیق تر می توان به مواردی دست یافت که در آن طلاق گرفتن پدر و مادر بیش از زندگی آن ها با یکدیگر موثر واقع شده است.

برای مثال والدینی را در نظر بگیرید که مدام با خودشان دعوا می کنند و هیچ توجهی ندارند که این دعوای آن ها بر روی بچه هایشان چه تاثیری خواهد گذاشت. اگر کمی دقیق تر نگاه کنیم می بینیم که این خانواده همین حالا هم هیچ آرامشی ندارد و زندگی کردن پدر و مادر با یکدیگر تنها شرایط فرزندان را از آن وضعیتی که در آن قرار دارند خراب تر می کند. در این شرایط است که جدایی والدین می تواند برای بچه ها موثر واقع شود و آن ها را از نظر روانی در یک ثبات نسبتا خوب قرار دهد.

البته این مورد تنها زمانی اتفاق می افتد که حداقل یکی از والدین از نظر روانی شرایط مطلوبی داشته باشد و کودک بتواند در کنار او احساس آرامش داشته باشد؛ وگرنه اگر هم پدر و هم مادر نتوانند با خود کنار بیایند و از بچه دار شدن پشیمان باشند، باز هم کودک آن ها با جدایی نخواهد توانست زندگی مناسبی داشته باشد.

تاثیر طلاق روی کودکان پسر

تاثیر طلاق روی کودکان پسر

در یکی از مطالعاتی که چندی پیش صورت گرفت مشاهده شد در والدینی که از هم دیگر طلاق گرفته اند، بچه های پسر از نظر روانی شرایط بدتری نسبت به دختران داشته اند. مثلا رفتارهای خشونت آمیز در آن ها بسیار بوده است یا آن که خطر ابتلا به افسردگی در پسران بسیار بیشتر از دختران می باشد. هم چنین در ایالات متحده آمریکا آمار پسرانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند و به کارهای خلاف روی آورده اند، بسیار بیشتر از دختران می باشد.

مورد بالا به خوبی نشان می دهد که فرزندان پسر چون رفتار خود را بیشتر از دختران بروز می دهند، به میزان بیشتری نیز در خطر رو به رو شدن با رفتارهای خشونت آمیز قرار می گیرند. به عبارت دیگر این که فرزندان پسر بعد از طلاق پدر و مادرشان به کارهای خشونت آمیز روی می آورند به شخصیت آن ها مرتبط می باشد و لزوما به این معنا نیست که دختران با این مشکل مواجه نخواهند شد.

تصمیمات والدین در مورد نوع حضانت فرزندان

پژوهشگران روش های مختلفی را در مورد نوع زندگی والدین پس از جدایی مطرح کرده و آن ها را مورد بررسی قرار داده اند، و در نهایت پس از بررسی های مختلف آن ها به سه الگو دست پیدا کردند که نسبت به سایرین شرایط بهتری داشت و شانس آن که بچه های طلاق زندگی بهتری داشته باشند در این سه الگو بیش از سایرین بود.

اولین رابطه، ارتباط دو جانبه بین پدر و مادر ناسازگار می باشد. یک چهارم از زوج هایی که از هم طلاق گرفته اند، به این شیوه از فرزندان خود مراقبت می کنند. در این روش یکی از پدر و مادر با شکایت به مراجع قانونی در مورد نگهداری از فرزندش شرایط را پیچیده تر از آن چیزی می کند که در آن قرار دارند. یعنی به جای آن که پدر و مادر با هم کنار بیایند که مثلا یک روز پسرشان پیش مادر و یک روز پیش پدر باشد، مادر شکایت می کند و درخواست حضانت کامل فرزند خود را می کند.

الگوی دومی که در این موارد مشاهده می شود، کنار آمدن نسبی والدین با هم و ارتباط دو جانبه شان است که در این حالت به طور معمولی مشاجره ی کمی نیز میان پدر و مادر وجود دارد. این پدر و مادرها از نظر عاطفی از هم جدا زندگی می کنند، اما به هر حال تصمیم گرفته اند تا مکانی که در آن زندگی می کنند را تغییر ندهند، تا حداقل فرزندشان بیش از این صدمه نبیند. بیش از نیمی از زوجینی که با هم مشکل دارند به این شکل حضانت بچه ی خود را بر عهده گرفته اند.

در نهایت هم به الگوی سوم و نهایی دست پیدا می کنیم که پدر و مادری هستند که با هم کنار می آیند که هر طور شده با هم زندگی کنند و برای آینده ی فرزندشان رابطه ای نسبی نیز با هم داشته باشند. این نوع از حضانت نیز ۲۵ درصد از زندگی بچه های طلاق و پدر و مادرشان را تشکیل می دهد. فرزندان این گروه معمولا زندگی بهتری نسبت به سایر بچه ها خواهند داشت؛ و تاثیر طلاق روی کودکان این دسته و آسیب های روانی آن ها تا حدودی کمتر خواهد بود.

نظر کودکان در مورد طلاق والدین

نظر کودکان در مورد طلاق گرفتن والدین چه می باشد؟

مطمئنا هیچ بچه ای دوست ندارد که پدر و مادرش از هم جدا شوند، اما اگر به هر دلیلی والدین او نتوانند با هم کنار بیایند، کودک ترجیح خواهد داد تا با پدر و مادری زندگی کند که حداقل از نظر مکان زندگی جدا از یکدیگر نباشند و هم پدرشان و هم مادرشان حضانت آن ها را بر عهده داشته باشد.

نکته ی دیگری که می تواند شرایط زندگی بچه های طلاق را از آن وضعیت آشفته ی خود کمی نجات دهد، برخوردها و صحبت های هر چند کوتاه والدین می باشد که به فرزندانشان رضایتی نسبی را اعطا خواهد کرد و تاثیر طلاق روی کودکان را به حداقل خواهد رساند. ضمن آن که تصمیمات والدین در مورد مسائل تربیت فرزند باید به گونه ای تنظیم شود که در نهایت رضایت کامل کودکان را به همراه داشته باشد.

در نهایت بهتر است به درگیری های احتمالی والدینی که تصمیم گرفته اند با یکدیگر و به خاطر فرزند خود زندگی کنند، نیز اشاره کنیم. به هر حال ممکن است در چنین موقعیت هایی پدر و مادر با هم درگیر شوند، اما بهتر است این درگیری ها را به زمانی رجوع دهند که فرزندشان پیش آن ها نیست، تا بدین ترتیب از آسیب های بیشتر به روح و روان فرزند خویش جلوگیری به عمل آورند.

راهنمایی های بالینی برای تصحیح تصمیمات خانواده بر سر مسائلی چون طلاق

روانشناسان برای آن که مشکلات ناشی از طلاق و جدایی پدر و مادر فرزند را کاهش دهند، راهکارهایی تنظیم کرده اند که می توان با مراجعه به آن ها بخشی از مشکلات ناشی از جدایی پدر و مادر و تاثیر طلاق روی کودکان را کاهش داد. زوج هایی که نمی توانند ناراحتی هایی که از یکدیگر دارند را مخفی کنند، بایستی به روانشناس بالینی مربوطه مراجعه کنند و مشکلات پیش روی خود در زندگی زناشویی و شخصی را برای روانشناس بیان کنند. بدین ترتیب فرزندان آن ها هم می تواند خدمات بهتری از والدین خود بگیرند و در نتیجه ی آن که حداقل والدین رفتار بد خود از فرزندشان را مخفی کنند، کودک نیز پیش خود تصور خواهد کرد که پدر و مادرش هیچ مشکلی با هم ندارند و در نتیجه راحت تر می تواند به زندگی خود بپردازد.

هر چه باشد یک کودک تا ۷ – ۸ سالگی از درک مسائل و مشکلات پدر و مادر عاجز است و وقتی این اتفاقات را مشاهده می کند، نمی تواند با خودش کنار بیاید و دچار مشکلات روانی خواهد شد که روی زندگی اش در آینده تاثیرات مخربی خواهد داشت.

برخی از افراد به طلاق به عنوان آخرین راه چاره نگاه می کنند اما آن ها توجه نمی کنند که وقتی از یکدیگر جدا می شوند فرزند خویش را وارد چه راهی می کنند. پس نتیجه می گیریم که حتی اگر پدر و مادر از زندگی در کنار خویشتن ناتوان باشند باید سعی کنند مشکلات خود را به هر طریقی که شده است بر طرف کنند تا با این کار حداقل پیش کودکان کم سن و سال خود ثابت کنند مشکلی با هم ندارند.

البته پدر و مادر باید پس از گذشت مدتی و بعد از آن که فرزندشان به اندازه ی کافی بزرگ شد حقایق را تا جایی که لازم است برایش بیان کنند، چرا که اگر این مسائل به صورت دوستانه بیان شود تاثیر بسیار بهتری خواهد داشت تا آن که کودک خودش متوجه مشکلات موجود در زندگی پدر و مادرش شود در این شرایط تاثیر طلاق روی کودکان بسیار شدیدتر خواهد بود.

تاثیر طلاق روی کودکان

چند توصیه برای والدینی که به فکر طلاق هستند و کمک به مجموعه تصمیمات آن ها برای کودکان

اولین مسئله ای که والدینی که قصد طلاق گرفتن دارند بایستی به آن توجه کنند آن است که ابتدا با یک پزشک خانوادگی صحبت کنند و مراحل روان درمانی را آغاز کنند تا بلکه شانسی برای بهبود روابط وجود داشته باشد. اگر به یک روانشناس مراجعه کردید و او به شما توصیه کرد تا روابطتان را با همسر خود بهبود دهید و شما هیچ پیشرفتی را در روابط خود مشاهده نکردید، بهتر است روانشناس خود را عوض کنید چرا که این فرد نمی تواند توصیه های مورد نیاز را در اختیار شما قرار دهد و فقط شما را از روند اصلی و استاندارد زندگی دور خواهد کرد.

یک روانشناس موفق ابتدا تمامی صحبت های شما را می شنود و سپس با توجه کامل نسبت به وضعیتی که شما دارید شرایط را برایتان توضیح می دهد و سپس با ارائه برخی راه حل های عملی به شما توصیه می کند که یک سری رفتارها را انجام دهید. آن ها به شما یاد می دهند که چطور از الگوهای مثبت در زندگی خود بهره بگیرید و غم و غصه های زندگی خویش را به فراموشی بسپارید.

گاهی اوقات پیش می آید که همسر فرد مورد نظر از مراجعه به روانشناس جلوگیری می کند. در این شرایط بهتر است شما توجهی به همسر خود نداشته باشید و خودتان برای سلامت روانی کودکتان هم که شده، به روانشناس مراجعه کنید. گاهی جلسات روان درمانی به قدری بر روی شخص اثر مثبت می گذارند که او را از تصمیم غلطی که سعی در انجامش داشته است دور می کند.

به یاد داشته باشید که همیشه کتاب های بسیار خوبی وجود دارند که بهترین نویسندگان دنیا آن ها را تالیف کرده اند. هر یک از این زوجین که قصد طلاق و جدایی دارند، اگر ذره ای نسبت به زندگی خود اهمیت می دهند بهتر است به مطالعه ی این کتاب ها بپردازند و راه های بهبود شرایط زندگی را از آن یاد بگیرند.

یکی از این کتاب ها که می تواند در روابط زوجین تاثیر شگرفی را ایفا نماید کتاب «قدرت دو» می باشد که هایتلر، یکی از بزرگ ترین روان کاوهای دنیا، آن را به نگارش در آورده است. کتاب «اختلالات قابل سازش» نیز که نوشته ی کریستین و یاکوبسون می باشد، دیگر کتابی است که به خوبی جواب خود را پس داده است و زوج هایی که پیش از این مشکلات بسیاری در زندگی خود داشته اند، توانسته اند مسائل خود را با مطالعه ی این کتاب کنار گذاشته و به زندگی مشترک خود بپردازند. سومین کتاب هم «اصولی برای کارایی بهتر ازدواج» می باشد که جان گاتمن آن را نوشته است.

همه ی کتاب هایی که در بالا نام بردیم بر اساس آخرین متدهای روانشناسی و علمی نوشته شده است و به فروش بسیار بالایی نیز دست پیدا کرده اند. این فروش بالا نشان از موفقیت بسیار زیاد این کتب در حل مشکل زوجین دارد و اگر ذره ای به بهبود روابط خود به خاطر تربیت فرزند خویش اهمیت می دهید خواندن آن ها می تواند برای شما مفید واقع شود.

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.