آیا حالت افسردگی داشتن برایمان خطر دارد؟!

نکات جالبی که باید در مورد حالت افسردگی بدانید

افسردگی کلمه ای است که معمولا آن را از زبان خیلی ها می شنویم و به همین دلیل است که برایمان کلمه ای آشنا است. معمولا از این کلمه در مواقع دلگیری و بی حوصلگی استفاده می شود. ما در برخی از گفت و گوهای روزمره می شنویم که فلان شخص از وقتی که یکی از بستگانش فوت کرده، دیگر حوصله هیچ کس و هیچ چیز را ندارد و فقط کارهای روزمره خود را انجام می دهد و به جاهایی می رود که ضرورت ندارد.

یا از زبان اغلب والدین می شنویم که می گویند فرزندشان در کنکور قبول نشده و به همین دلیل دیگر حوصله انجام دادن هیچ کاری را ندارد و خیلی دلگیر و ناراحت است. طفلک انقدر زحمت کشید و تلاش کرد، آخر هم به هیچ موفقیتی نرسید. با این کلمات، در واقع والدین نگرانی خودشان را از عدم موفقیت فرزندشان بیان می کنند.

وقتی جوانی در رابطه ی عاشقانه شکست می خورد و به فرد محبوبش نمی رسد، مدت ها گوشه گیر می شود و خنده از لبش محو می شود. از خانم یا آقای دیگری می شنویم که می گویند: از زمانی که از همسرش جدا شده، خیلی غمگین و سردرگم است و از دیگری می شنویم، به علت موفق نبودن در شغلش در جست و جوی کاری دیگر است و اصلا مایل به ادامه دادن به کار فعلی نیست و اخلاق و رفتارش تغییر کرده است.

خلاصه این جملاتی است که ما هر روز از دهان خیلی از افراد می شنویم، ولی هیچ گاه به دلمان بد راه نمی دهیم، زیرا به مرور زمان متوجه می شویم که این حالت افسردگی متعلق به زندگی روزمره ماست و در واقع نشان می دهد که انسان سنگدل و بی احساس نیست و این یک واکنش طبیعی در میان انسان های سالم است، که در مقابل ناملایمات واکنش نشان می دهد.

این حالت افسردگی یک بیماری همه گیر در دنیای طب می باشد و با این که بیشتر مردم از آن شناخت دارند، اما برای خود بیمار و اطرافیانش بسیار ناراحت کننده است. متخصصین براین باورند که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد افسردگی ها را می توان درمان کرد، اما به شرطی که درمان را به موقع شروع کنند. آن ها معتقدند که علت واکنش صحیح ندادن بیمار و نزدیکانش، نداشتن اطلاعات کافی درباره ی این بیماری است. با کمک این اطلاعات افراد می توانند یک تصویر واقعی از این بیماری به دست آورند و با شناخت علائم و نشانه های آن بدانند که هیچ دلیلی برای مخفی کردن آن وجود ندارد.

تاثیر تجربیات کودکی بر حالت افسردگی

تاثیر تجربیات کودکی بر حالت افسردگی

ریشه های حالت افسردگی در زنان را باید در کودکی آن ها و نحوه ی ورودشان به جامعه بررسی کرد. مخصوصا در رابطه ای که مادر با دختر دارد. مادرها دخترهایشان را به دلیل این که هم جنس خودشان هستند، بخشی از خودشان می بینند و به همین دلیل به دخترها به نسبت پسرها، استقلال و آزادی کمتری می دهند. این رابطه به قدری صمیمی است که حتی رفتارهای عصبی مادر را دخترها به ارث می برند.

یکی از مشخصه هایی که این مادرها دارند این است، آن ها زمانی که دخترشان به محبت و احساسات مادری نیاز دارند، خودشان را بی اهمیت جلوه می دهند و زمانی که دخترشان به دنبال استقلال و مستقل شدن است؛ از جلد عصبی شان بیرون می آیند و تازه به دختران فکر می کنند. در واقع زمانی که دخترشان نیازمند محبت و احساسات بود آن را دریغ کردند و زمانی که به دنبال استقلال بود، سعی داشتند مانع آن شوند.

پسرها چنین مشکلاتی را ندارند. آن ها آزاد هستند و به راحتی استقلال خود را به دست می آورند. نکته ی جالب این است که متخصص ها فهمیده اند، مادرهایی که نتوانسته اند محبت خوبی دریافت کنند و در داشتن استقلال دچار مشکل بوده اند، دختران شان را هم در یافتن استقلال و آزادی دچار مشکل کرده اند. چنین رفتاری از سوی مادرها هم باعث ناراحتی دختر می شود و هم راهی برای ایجاد حالت افسردگی در دختر ایجاد می کند.

چنین دخترهایی امیدوار می شوند که همسرشان بتواند کمبود محبت و استقلالی که از سوی مادرشان به آن ها منتقل شده را جبران کنند. در حقیقت با یک دلیل و یک مشکل کسی دچار حالت افسردگی نمی شود، بلکه مجموعه از دلایل و مشکل ها انسان را به سوی افسردگی می برد.

ممکن است هنوز برخی باور داشته باشند که دلیل حالت افسردگی زن ها، مربوط به آمادگی بیولوژیکی آن ها می شود. به همین دلیل هم نحوه ی معالجه و درمان هم تغییر می کند، به طوری که دکتر به دنبال دلیل اصلی افسردگی زن نیست و بر اساس آن دارو تجویز نمی کند. مثلا ممکن است زنی به علت کمردرد نزد دکتر برود و دکتر برای او داروی آرام بخش تجویز کند. تحقیقاتی نشان داده است که به زن ها سی درصد بیشتر از مردها داروهای آرام بخش و ضد افسردگی می دهند.

معمولا زمانی که زن ها نزد دکتر می روند، هیچ سوالی از شرایط زندگی و نحوه زندگی زن نمی شود و حتی فکر این هم نمی کنند که زن ممکن است در اثر استفاده ی همین داروها افسرده شده باشد. تا زمانی که دکتر فقط دلیل بیولوژیکی زن را در نظر بگیرد، چنین درمانی وجود دارد و ممکن است همین داروها اعتیاد بیاورد و مشکلات افسردگی زن را حل نکند.

به همین دلیل خود زن هایی که دچار حالت افسردگی هستند، باید بتوانند دلایل افسردگی شان را پیدا کنند و همچنین اگر نزد دکتر می روند، روند معالجه و تاثیر دکتر را تا به امروز بررسی کنند.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به این مطلب امتیاز دهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.