دلبستگی های احساسی چگونه می توانند به روابط شما کمک کنند؟

چگونگی تاثیر دلبستگی های احساسی در مهارت های ارتباطی افراد

اکثر ما می خواهیم روابط خوبی داشته باشیم و دلبستگی های احساسی مثبتی ایجاد کنیم. روابط بخش بزرگی از زندگی ماست. ما ارتباطات بلند مدتی با همسر یا همکاران مان داریم. همچنین می توانیم یک رابطه عاشقانه را شروع کنیم. علاوه بر این، ما تعاملاتی با والدین و یا فرزندانمان داریم. روابط دوستانه و کاری را نیز می توانیم به لیست ارتباطات خود اضافه کنیم.

برقراری رابطه همیشه کار آسانی نیست. باید برای داشتن یک رابطه خوب کارهای زیادی انجام دهید و مهارت های ارتباطی خاصی را یاد بگیرید. این موضوع را می توانید از کسی که ۱۰ سال است ازدواج کرده، بپرسید. انسان های زیادی بین ما وجود دارند که گاهی اوقات برقراری ارتباط با آن ها بسیار تعجب آور است. همه ما دارای خصوصیات شخصیتی هستیم که گاهی در برقراری ارتباط به کمک مان می آید و گاهی موانعی برایمان ایجاد می کند.

پادکست دلبستگی های احساسی

پرهیز از بعضی کارها می تواند تاثیراتی منفی بر مهارت های ارتباطی ما در زندگی داشته باشد و مانع رشد و پیشرفت مان شود. دوستان عزیز سایت آگاه باشیم ما در این مقاله کارهایی که ممکن است بر روابط ما تاثیر بگذارد را مورد بررسی قرار داده ایم. لطفا در ادامه با ما همراه باشید.

دلبستگی به چه معناست؟

برای این که بتوانید بیشترین استفاده را از این مقاله داشته باشید، بهترین راه این است که ابتدا درباره معنای دلبستگی مطالبی را بدانید. رفتار دلبستگی معمولا در سنین جوانی در افراد شکل می گیرد و رشد می کند.

کودکان نیازهایی دارند که گاهی خودشان قادر به برطرف کردنشان نیستند، مثلا زمانی که گرسنه می شوند، زمانی که می ترسند، زمانی که در معرض آسیب قرار می گیرند، احتیاج دارند با فردی رابطه برقرار کنند تا کمک شان کند. این نوع از ارتباط که معمولا با هدف مراقبت بین والدین و کودکان ایجاد می شود، ۴ نوع سبک دلبستگی را به وجود می آورد که شامل امنیت، اضطراب، ناسازگاری و اجتناب است.

هنگامی که والدین یا مراقب، به طور طبیعی به دنبال رفع نیازهای کودک هستند، معمولا سبک دلبستگی امنیت، شکل می گیرد. در این حالت در صورتی که والد یا مراقب کنار کودک باشند، او احساس امنیت می کند و برای رفع نیازهایش مانند غذا و خواب به آن ها وابسته می شود. بنابراین کودکانی که این گونه از دلبستگی را تجربه می کنند در آینده با محیط زیست و انسان های اطرافشان ارتباط بهتری برقرار می کنند و منتقل کننده انرژی مثبت هستند.

از سوی دیگر اگر والدین بیش از حد به کودکان توجه کنند و یا برعکس توجه کافی به آن ها نداشته باشند، در آینده فشارهای روانی بسیاری به کودک وارد می شود. اگر یکی از این دو حالت برای کودک ایجاد شود او برای تطبیق خودش با این شرایط از مکانیسم های دفاعی استفاده می کند تا احساس امنیت بیشتری کند و برخی از تنش هایی را که از عدم وجود مراقب احساس می کند را از بین ببرد.

با این وضعیتی که والدین نسبت به کودکانشان توجه بی اندازه و یا عدم توجه دارند، سبک های دلبستگی ناامن مانند اضطراب، ناسازگاری و اجتناب شکل می گیرد. در این مقاله تمرکز ما بر سبک دلبستگی اجتناب است.

دلبستگی

سبک دلبستگی اجتناب چگونه به وجود می آید و توسعه پیدا می کند؟

براساس تحقیقات انجام شده تقریبا ۳۰% از کل مردم جهان دارای دلبستگی اجتناب هستند. والدین فرزندانی که دچار دلبستگی اجتناب هستند، زمان کمتری را با فرزندان شان می گذرانند. به هر دلیلی آن ها از نظر فیزیکی و احساسی کمتر پاسخگوی نیازهای فرزندان شان هستند و کمتر در دسترس می باشند. آن ها به نیازهای فرزندشان توجه زیادی نمی کنند و بارها و بارها خواهان استقلال او در زمانی که هنوز آماده نیست، هستند. اغلب اوقات آن ها به گریه نوزاد و یا کودک خود حتی زمانی هم که دچار آسیب شده و صدمه دیده است، توجهی نمی کنند.

در نتیجه ناتوانی والدین برای کمک به آن ها در زمان نیاز، کودک یاد خواهد گرفت که در صورت نیاز نباید از کسی کمک درخواست کند. این شرایط باعث می شود که کودک هنگام نیاز میل ذاتی اش را به کمک خواستن سرکوب کند. در این شرایط بچه ها یاد می گیرند که نیازهای فیزیکی شان را نادیده بگیرند یا حداقل آن ها را عقب بیندازند. آن ها تبدیل به بچه هایی می شوند که همه فکر می کنند بسیار مستقل هستند و اساسا می توانند با سن بسیار کم از خود مراقبت کنند.

مشکل عدم اعتماد در افراد مبتلا به دلبستگی اجتناب

از آن جایی که بچه هایی که دچار دلبستگی اجتناب هستند می آموزند که به پدر و مادر خود به راحتی اعتماد نکنند، نسبت به سایر افراد نیز چنین حسی دارند. آن ها به طور ناخودآگاه آموزش می بینند که در صورت نیاز، کمک و حمایت هیچ کسی وجود ندارد. بارها به آن ها گفته شده است که نباید گریه کنند و باید خودشان مراقب خودشان باشند. به همین ترتیب، کودک تبدیل به یک فرد مستقل می شود که فقط به خودش اعتماد دارد.

آن ها در اوایل زندگی خود یک مکانیسم دفاعی کلیدی برای برخورد با دیگران آموزش دیده اند. آن ها این موضوع را آموزش دیده اند، که هرگز نباید به دنیای بیرونشان نشان دهند که به نزدیک شدن به افراد با صمیمیت و مهربانی نیاز دارند. آن ها آموخته اند که اگر این نیازهای شان را با دیگران مطرح کنند، کسی به آن ها کمک نخواهد کرد. این افراد حتی نیازهای خود را با افراد خانواده خود نیز در میان نخواهند گذاشت.

آنها یاد می گیرند که نیازی به نزدیک شدن به کسی نباید داشته باشند، زیرا هیچ مزیتی برایشان ندارد. اگر کسی بخواهد به آن ها کمک کند و یا حمایتشان نماید، احساس ناراحتی می کنند. به طور خلاصه، این کودکان در سنین پایین به یک زندگی مستقل دست پیدا می کنند که در آن برای رفع نیازهایشان به کمک کسی احتیاج ندارند.

به هیچ عنوان دلبستگی اجتناب را به معنای بزرگ شدن و استقلال ندانید

هنگامی که کسی با یک دلبستگی اجتناب نسبت به والدینش رشد می کند، به این معنی است که به عنوان یک فرد بزرگسال دچار خلأها و محرومیت هایی است. از لحاظ فنی، دو سبک دلبستگی اجتناب و ترس، هر دو عملکرد مشابهی دارند. افرادی که دچار این مشکل هستند طوری آموزش دیده اند که نباید به هیچ کس اعتماد کرد، پس در عمل نیز همین گونه رفتار می کنند. آن ها از برقراری ارتباط و صمیمی شدن با کسی خجالت می کشند و احساس می کنند که واقعا نیازی به این کار ندارند.

به همین دلیل هنگامی که به سنین بزرگسالی می رسند به عنوان افرادی غیر اجتماعی، نچسب و سرد در میان سایرین شناخته می شوند. این ویژگی در بین تمام کسانی که این مشکل را دارند مشترک است. آن ها احساس می کنند که به تنهایی از پس تمام کارهای خود بر می آیند چرا که از کودکی این گونه آموزش دیده اند.

آن ها می توانند دوستان بسیاری داشته باشند و با افراد زیادی ارتباط برقرار کنند، اما زمانی که رابطه خیلی نزدیک شود احساس ناراحتی می کنند. آن ها از اینکه کسی بخواهد بیش از حد بهشان نزدیک شود هراس دارند حتی اگر آن فرد همسرشان باشد. در این نوع از دلبستگی مرکز توجه خود فرد است و توجه زیادی به نیازها و احساسات دیگران ندارد.

هنگامی که درباره موضوعی با آن ها صحبت می شود، بسیاری از آن ها سکوت می کنند و از جمع کناره می گیرند. این امر برای دوستان و همکاران آن ها بسیار ناامید کننده است؛ چرا که فکر می کنند آن ها مایل به گفت و گو و تبادل نظر نیستند. بسیاری از افرادی که این مشکل را دارند، دارای فکرهایی باز و خلاق هستند. همه این افراد نسبت به اطرافیان خود دیدگاه منفی دارند.
در بسیاری از موارد، این سطح بالایی از خودخواهی در واقع نوعی پوشش برای مراقبت از خود است. در حقیقت آن ها می توانند نسبت به خود انتقادات صریحی داشته باشند و نظرات دیگران را به خوبی درک کنند.

دلبستگی اجتناب

اثرات منفی دلبستگی اجتناب در روابط چیست؟

همان طور که ممکن است تصور کنید افرادی که دچار دلبستگی اجتناب هستند برای رسیدن به روابط نزدیک و معنی دار تلاش می کنند. اما این مسئله بیشتر برای طرف مقابل آن ها یک مشکل محسوب می شود، تا خودشان اثرات منفی که این مشکل در روابط ایجاد می کند، عبارت است از:

از افراد فاصله می گیرند

از آنجایی که آنها آموخته اند که از طرد شدن و جواب منفی شنیدن بترسند، مکانیسم دفاعی که در این شرایط به کار می گیرند این است که فاصله معینی را با افراد رعایت کنند. آن ها به هیچ عنوان احساسات خود را با دیگران در میان نمی گذارند. تلاش برای گفتگو در مورد چگونگی احساس آن ها تلاشی بی فایده و ناامید کننده است.

سرکوب گری و بدبینی

این گونه افراد بیشتر احساسات خود را سرکوب می کنند. آن ها این کار را انجام می دهند تا آسیب پذیری خود را پنهان کنند و دوست دارند که به تنهایی با احساسات خود مقابله کنند. از آنجایی که آن ها به این امر عادت کرده اند، مهارت های ارتباطی خود را برای بیان احساسات شان، توسعه نمی دهند. بروز احساسات آن ها به صورت شکایت کردن و یا سکوت است. آن ها به سادگی نمی توانند احساسات مثبت خود را بیان کنند و تنها قادرند احساسات منفی خود را بروز دهند.

خرابکاری

همان گونه که صمیمیت بیش از حد در روابط برای این گونه افراد ناراحت کننده است، پس تلاشی برای ایجاد صمیمیت در روابطشان نمی کنند. آن ها به هیچ عنوان حاضر به انجام این کار نیستند. آن ها ممکن است به دلایل نا مشخصی روابط خود را برهم بزنند. چرا که فکر می کنند برای یک رابطه بلند مدت هنوز آمادگی کافی ندارند.

بروز رفتارهای مختلف

این گونه افراد می توانند رفتارهای ضد و نقیضی نسبت به اطرافیانشان داشته باشند. از آنجایی که آن ها تمایل زیادی به برقراری ارتباط نزدیک با دیگران ندارند، به همین دلیل رفتارهای متفاوتی با اطرافیانشان دارند. این رفتار می تواند باعث شود که دیگران نیز تمایلی برای برقراری ارتباط با آن ها نداشته باشند.

پیدا کردن اشتباهات

هنگامی که با یک فرد مبتلا به دلبستگی اجتناب وارد رابطه می شوید، باید آماده این باشید که آن ها از همه کارهای شما ایراد بگیرند و بگویند که مرتکب اشتباه شده اید. این اشتباهات می تواند در انجام کارهای ساده ای مانند چگونگی شستن لباس ها و ظرف ها اتفاق بیفتد. به هر حال آن ها در گرفتن ایراد از شما متخصص هستند و این اصلا ربطی به این ندارد که شما کارهایتان را چگونه انجام می دهید. این مسئله می تواند برای شما بسیار دشوار باشد.

دلبستگی

چگونه با این مشکل برخورد کنیم؟

اگر شما خودتان دچار این مشکل هستید، راه های زیادی برای درمان آن وجود دارد. احتمالا مهمترین ویژگی که این گونه افراد برای رفع این مشکل شان باید دارا باشند، داشتن اعتماد به نفس است. داشتن حس خوب نسبت به خود، به این گونه افراد بسیار کمک خواهد کرد. برخی از راه هایی که برای رفع این مشکل می توانید از آن ها استفاده کنید، عبارتند از:

این مشکل را فقط منحصر به خودتان ندانید

به طور کلی این توصیه در تمامی عرصه های زندگی تان می تواند به شما کمک کند. بدانید که دلبستگی اجتناب فقط مختص شما نیست و این که شما در بروز این مشکل تقصیری ندارید. این مشکل به دلیل اتفاقاتی است که در دوران کودکی تان افتاده است. این تفکر به شما کمک می کند تا بتوانید همه چیز را کنترل کنید.

قابل اعتماد باشید

والدین کسانی که دچار دلبستگی اجتناب هستند، بسیار غیر قابل اعتماد هستند، بنابراین این گونه افراد برای ایجاد اعتماد در روابطشان باید تلاش زیادی بکنند. گاهی اوقات افراد برای ایجاد این اعتماد در روابطشان روش های غلطی را به کار می گیرند.

به خودتان فشار نیاورید

به یاد داشته باشید که این گونه افراد دوست ندارند احساسات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. اگر به خود فشار بیاورید که هر طور شده احساسات خود را بروز دهید، کار بسیار غلطی را انجام داده اید و نتیجه برعکس خواهید گرفت. اگر به مرور زمان که در روابطتان اعتماد ایجاد شود، در زمان مناسب می توانید به راحتی احساسات تان را با دیگران به اشتراک بگذارید.

به این گونه افراد آزادی بدهید

اکثر افرادی که این مشکل را دارند از وضعیت خود راضی هستند و از آن لذت می برند. ولی در یک رابطه سالم زناشویی هر دو طرف باید از این رابطه لذت ببرند. به نیازهای این گونه افراد احترام بگذارید و اجازه دهید هر زمانی که دوست دارند به رفع آن ها اقدام کنند، سعی نکنید از آن ها بخواهید که همه کارها را با هم انجام بدهند.

کارهایی که برایتان مهم است را به آن ها بگویید

داشتن حس خوب به شما در برقراری ارتباط کمک می کند. در رابطه با این گونه افراد کارهایی که برایتان مهم است و دلایلش را به آن ها بگویید. از آن ها بخواهید که به خواسته های شما احترام بگذارند ولی در انجام این کار صبور باشید.

نکته پایانی

اکثر افراد می دانند که می خواهند مهارت های ارتباطی خوبی داشته باشند، این بخش بزرگی از یک زندگی خوب و شاد است. همه ما تفاوت هایی باهم داریم و دارای انواع مختلفی از تربیت هستیم که بعدا زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهد.
همان طور که گفته شد، دلبستگی اجتناب از دوران کودکی سرچشمه می گیرد و به دوران بزرگسالی منتقل می شود. این نکته در مورد همه افراد وجود دارد. این مسئله می تواند تاثیر بسیاری در روابط شما بگذارد.

نزدیک به یک سوم از جمعیت دنیا دارای این مشکل هستند. اگر شما هم این مشکل را دارید، بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که از آن آگاهی داشته باشید و زمانی که در رابطه هستید، به آن توجه کنید. اگر همسر شما دارای این مشکل است باید به او کمک کنید تا با این مسئله کنار بیاید و آن را برطرف سازد.

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.