دلیل اصلی افسردگی زنان

افسردگی زنان

زن هایی که دچار بیماری افسردگی هستند، به دنبال این هستند که دلیل افسردگی خود را پیدا کنند و همیشه به افسردگی شان فکر می کنند و آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند؛ در حالی که مردهایی که افسردگی دارند سعی می کنند خودشان را مشغول کاری کنند تا به آن فکر نکنند.

یکی از روانشناس های سوئیسی با تحقیقاتی سعی داشته دلیل گرایش زن ها به افسردگی را پیدا کند. در طی این تحقیق حدود هفتاد زوج شرکت کردند و به آن ها گفته شد که باید یک تست هوش سنجی را انجام دهند. روانشناس در واقعیت می خواست که نحوه ی برخورد آن ها را با استرس بررسی کند.

پادکست دلیل اصلی افسردگی زنان

هر کدام از زوج ها در اتاق های جدایی قرار داشتند و در هر اتاق گیرنده ای وجود داشت که می توانستند با زوج دیگر، مشورت کنند و حرف بزنند. البته قانون این گیرنده این بود که یک کد برای کار کردن داشت و اگر زوجی آن کد را سه بار اشتباه می زد از تست محروم می شد. آن گیرنده به طور عمد جوری برنامه ریزی شده بود که در مسابقه یک بار مرد و یک بار زن شکست بخورد و مقصر شناخته شوند. البته آن ها قبل از تست پرسشنامه ای را پر کردند که نشان دهند در یک شرایط روحی قرار دارند.

هدف دیگر آن روانشناس این بود که واکنش مردها و زن ها را در شرایط شکست و استرس بررسی کند. نتیجه اش آن بود که زن ها سعی می کردند مرد را کوچک نکنند و مردها هم از خودشان دفاع می کردند و کارشان را عقلانی و منطقی جلوه می دادند. در واقع زن ها به دلیل این که نمی خواستند مرد کوچک شود، بیشتر تحت فشار و استرس بودند.

یکی از عوامل اصلی افسردگی زنان مقصر شناخته شدن توسط مردها است

هنگامی که از زن ها پرسیدند دلیل شکستشان در تست چه بوده است آن ها گفتند که در استفاده از وسایل تکنیکی وارد نبوده اند و همین باعث شد شکست بخورند. زنان سعی داشتند که آرام و ملایم قضاوت کنند و دلیل اشتباه را بی دقتی در استفاده از وسایل بدانند، در حالی که مردها به همان سوال جوابی ساده می دادند و زن را مقصر اصلی شکست می دانستند.

با توجه به چنین تستی باید به این نتیجه رسید که افرادی که در شرایط استرسی نمی توانند راه و دلیل درستی را انتخاب کنند، دچار افسردگی می شوند. بسیاری از زن ها در مواقع سخت و استرس زای زندگی، از روش های اشتباه و نامناسبی استفاده می کنند.

تحقیقات نشان داده است که اکثر انسان ها هنگام داشتن یک مشکل، درباره ی آن با خود به صورت آهسته یا بلند حرف می زنند. زن ها همیشه سعی می کنند در این گفتگوها خودشان را مقصر بدانند و مردها هم همیشه تلاش می کنند که همسرشان یا شخص دیگری را مقصر بدانند و همین موضوع باعث ایجاد افسردگی زنان می شود.

البته تحقیقاتی دیگری هم نشان داده است که آن دسته از افرادی که آینده و زندگی خودشان را به صورت خوش بینانه نمی بینند و نسبت به آن سرد هستند هم دچار افسردگی خواهند شد چرا که آن ها نمی توانند مسیرهای درستی را برای زندگی خود انتخاب کنند.
این تحقیق که بر روی ۵۱۵ زن و ۶۱۲ مرد صورت گرفت نشان داد که زن ها تفکرات منفی بیشتری نسبت به مردها دارند و البته دلایل زن ها هم بیشتر است. حتی زمانی که از مردهایی سوال پرسیده می شد که تجربه های بدتر و بیشتری نسبت به زنان داشتند، سعی می کردند که کمتر در مورد آن فکر کنند.

اغلب زن ها زمانی که ببینند شخصی ناراحت است، بیشتر از مردان ناراحت می شوند. زن ها حتی بیشتر از توانایی و حد ممکن خود کار می کنند، زیرا وقتی از آن ها میزان ساعت کار در هفته را پرسیدند، ۹۰ ساعت زمان برای کارها و مشاغل خود بیان کردند! در صورتی که وقتی همان سوال را از مردها پرسیدند، بیشترشان به ۶۸ ساعت در هفته اشاره کردند. این نشان می دهد که کار بیش از حد زن را خسته می کند و با خستگی عدم کنترل هم به وجود می آید که یکی از مهم ترین دلایل برای گرایش به افسردگی در زنان است.

افسردگی زنان

تاثیر تجربیات کودکی در افسردگی زنان

ریشه های افسردگی زنان را باید در کودکی آن ها و نحوه ی ورودشان به جامعه بررسی کرد. مخصوصا در رابطه ای که مادر با دختر دارد. مادرها دخترهایشان را به دلیل این که هم جنس خودشان هستند، بخشی از خودشان می بینند و به همین دلیل به دخترها نسبت به پسرها، استقلال و آزادی کمتری می دهند. این رابطه به قدری صمیمی است که حتی رفتارهای عصبی مادر را دخترها به ارث می برند.

یکی از مشخصه های این مادرها این است که وقتی دخترشان به محبت و احساسات مادری نیاز دارد، خودشان را بی اهمیت جلوه می دهند و زمانی که دخترشان به دنبال یافتن استقلال و مستقل شدن است، از جلد عصبی خود بیرون می آیند و تازه به دخترشان فکر می کنند. در واقع زمانی که فرزند دختر نیازمند محبت و احساسات بود آن را دریغ کردند و زمانی که به دنبال استقلال بود سعی داشتند مانع آن شوند.

پسرها چنین مشکلاتی را ندارند. آن ها آزاد هستند و به راحتی استقلال خود را به دست می آورند. نکته ی جالب این است که متخصص ها فهمیده اند مادرهایی که نتوانسته اند محبت خوبی دریافت کنند و در داشتن استقلال دچار مشکل بوده اند، دختران خود را هم در یافتن استقلال و آزادی دچار مشکل کرده اند. چنین رفتاری از سوی مادرها هم باعث ناراحتی دختر می شود و هم راهی برای ایجاد افسردگی در دختر ایجاد می کند. چنین دخترهایی امیدوار می شوند که همسرشان بتواند کمبود محبت و استقلالی که از سوی مادرشان به آن ها داده نشده را جبران کنند. در حقیقت با یک دلیل و یک مشکل کسی دچار افسردگی نمی شود، بلکه مجموعه از دلایل و مشکل ها انسان را به سوی افسردگی می برد.

تاثیرات نوع معالجه و مصرف دارو در افسردگی زنان

ممکن است هنوز برخی از افراد باور داشته باشند که دلیل افسردگی زنان، آمادگی بیولوژیکی آن ها است. به همین دلیل هم نحوه ی معالجه و درمان هم تغییر می کند به طوری که دکتر به دنبال دلیل اصلی افسردگی زن نیست و بر اساس آن دارو تجویز نمی کند. مثلا ممکن است زنی به علت کمر درد نزد دکتر برود و دکتر برای او داروی آرام بخش تجویز کند. تحقیقات نشان داده است که به زن ها سی درصد بیشتر از مردها داروهای آرام بخش و ضد افسردگی می دهند.

معمولا زمانی که زن ها نزد دکتر می روند، هیچ سوالی از شرایط زندگی و نحوه زندگی زن نمی شود و حتی به این موضوع فکر هم نمی کنند که زن ممکن است در اثر استفاده از همین داروها افسرده شده باشد. تا زمانی که دکتر فقط دلیل بیولوژیکی زن را در نظر بگیرد، چنین درمانی وجود دارد و ممکن است همین داروها اعتیاد بیاورد و مشکلات افسردگی زن را حل نکند. به همین دلیل خود زن هایی که دچار افسردگی هستند باید بتوانند دلایل افسردگی خود را پیدا کنند و همچنین اگر نزد دکتر می روند، روند معالجه و تاثیر دکتر را تا به امروز بررسی کنند.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.