۵ عامل مهم در رسیدن به هدف نهایی کودکان

والدین چگونه می توانند در رسیدن به هدف نهایی کودکان کمک کنند

مهم ترین هدف هر پدر و مادری باید راحتی کودک باشد، به گونه ای که به خوبی و خوشی از سنین پایین تا نوجوانی و سپس بزرگسالی برسد. این مهم مستلزم توجه کردن به چندین عامل است که در این مقاله قصد داریم برای شما دوستان عزیز سایت آگاه باشیم به شرح آن ها بپردازیم.

دکتر ویکتور استراسبورک و دکتر رابرت براون جدا از کاری تخصصی خود بر روی دارو های دوران نوجوانی، پنج عامل مهم را برای افراد تعیین نمودند که این عوامل در حقیقت ضامن به وجود آمدن جوان هایی بالغ و مستقل است که در نهایت می توانند برای جامعه ی خویش به یک عنصر کاردان تبدیل شوند. حال قصد داریم این عنصرها و نقش آن ها را در زندگی شرح داده و با ذکر مثال هایی به بررسی نقش آن ها در زندگی افراد بپردازیم.

پادکست رسیدن به هدف نهایی کودکان

۱ – نقش و ارتباط خانواده در رسیدن به هدف نهایی کودکان

اولین عاملی که می تواند در تربیت فرزند و رسیدن به هدف نهایی کودکان موثر واقع شود، نقش و ارتباط خانواده ها می باشد. ارتباط خانوادگی عاملی بسیار مهم است که ما را در کنار یکدیگر متحد می کند و در یک گروه و طبقه بندی خاص قرار می دهد.

ارتباط برقرار کردن با فرزندان باعث می شود تا شما در مواقعی که فرزندتان به شما نیاز دارد در کنار او باشید و بتوانید به وی یاری رسانید. وقتی ارتباط خانوادگی وجود داشته باشد والدین می توانند از جزئیات مهم زندگی فرزند خویش اطلاع داشته باشند و گذشته از راهنمایی آنان، بچه ها را برای رساندن به مهم ترین هدف زندگی شان که موفقیت باشد یاری کنند.

اما برای آن که رسیدن به هدف نهایی کودکان میسر شود، گاهی لازم است تا پدر و مادرها پا روی عقاید خود بگذارند و باور کنند که نسل جدید ویژگی ها و خصوصیات اخلاقی خاصی را به همراه دارد که کاملا متفاوت با زمان آن هاست. همان طور که خود پدر و مادر نیز دارای ویژگی های متفاوتی با والدین خویش بوده اند و نیازهایی داشته اند که شاید والدین آن ها حتی به آن فکر هم نمی کرده اند. به یاد داشته باشید که فرزندان امروزی به خاطر برخی شرایط بیرونی، بسیار بیشتر از چهل یا پنجاه سال پیش می فهمند و چه بسا یک بچه ی ۱۰ ساله ی امروزی از یک فرد ۵۰ ساله اطلاعات بیشتری داشته باشد.

۲ – تحسین پدر و مادر و نقش آن در زندگی فرزند

رسیدن به هدف نهایی کودکان نیازمند تشویق شدن از سوی افراد نزدیک می باشد و پدر و مادرها نیز از جمله کسانی هستند که باید بچه های خود را برای رسیدن به هدف موردنظرشان راهنمایی کنند. مثلا یک پدر می تواند به پسر خود بگوید که می دانم که نظر تو درست است، اما می توانی از نظریات من و مادرت هم استفاده کنی و اگر نظریات ما مورد پسندت نبود، راه خودت را برو. چنین چیزی به فرزند شما نشان می دهد که شما برای او احترام زیادی قائل هستید و به وی اجازه می دهید تا برای آینده ی خویش تصمیم بگیرد.

گذشته از اعتماد به نفسی که به فرزند خویش می دهید در حقیقت او را برای ورود به جامعه آماده می کنید. به طوری که فرزند شما به گونه ای تربیت خواهد شد که به سادگی می تواند تمام نیازهای خودش را برطرف کرده و هیچ نیازی به راهنمایی کسی نداشته باشد. این یعنی آمادگی کامل برای رسیدن به هدف نهایی کودکان ایجاد شده است.

بی اهمیتی بچه ها نسبت به درخواست های والدین

۳ – بی اهمیتی بچه ها نسبت به درخواست های والدین

باید توجه داشت که برخی مواقع نیز هستند که بچه ها و به خصوص نوجوانان به نظرات والدین اهمیتی نمی دهند و با یک دنده بودن به سوی آن چیزی که خودشان در نظر دارند حرکت می کنند. توجه داشته باشید که لازم نیست همیشه راه فرزندان خود را برای رسیدنشان به هدف مورد نظرشان سد کنید و اگر چیزی که آن ها می خواهند خطر چندانی ندارد، اجازه دهید که به سمتش حرکت کند.

مثلا فرزند شما دوست دارد به کلاس فوتبال برود حال آن که شما با این مسئله مشکل دارید و از او می خواهید که فقط درسش را بخواند. اما در حقیقت اگر فکرش را کنید متوجه خواهید شد که اجازه دادن به فرزندتان برای رفتن به کلاسی که دوست دارد چندان هم نمی تواند به درس وی آسیب برساند. پس با او صحبت کنید و بخواهید که اگر درسش را بخواند اجازه خواهید داد که به کلاس فوتبال نیز برود.

در این حالت هم شما به هدف خود که درس خواندن فرزندتان است می رسید و هم او به کلاس فوتبالی می رسد که برنامه های بسیاری برای آن دارد. از سویی دیگر لج کردن شما با فرزندتان و تکرار حرف های خودتان بدون در نظر گرفتن خواسته های او می تواند باعث شود تا او نیز در برابر خواسته های شما لجبازی کند و در نهایت از درس خواندنش بزند. حال آن که اگر پذیرفته بودید که او به سوی هدفی برود که به آن علاقه دارد برای راضی کردن شما هم درسش را بهتر می خواند و هم در رشته ای که به آن علاقه داشت فعالیت می کرد و چه بسا می توانست به مدارج بالای رشته ی مورد نظر که فوتبال باشد برسد.

اگر بخواهیم دقیق تر نگاه کنیم نیز هیچ اشکالی ندارد که برای رسیدن به هدف نهایی کودکان گاهی اشتباه کنند. در حقیقت این اشتباهات می توانند به فرصت هایی در آینده برای فرزندان ما تبدیل شوند. اگر احساس کردید که فرزندتان در حال حرکت به سوی یک پرتگاه است می توانید با استفاده از یک گفت و گوی صمیمی او را به راه درست دعوت کنید و پس از شنیدن خواسته هایش به او پیشنهاد کنید که از طریق دیگری برای رسیدن به هدف خود تلاش کند.

۴ – انتظارات پدر و مادر از رسیدن به هدف نهایی کودکان

پدر و مادر باید بدانند که همواره می توانند با استفاده از صحبت دوستانه با کودک خواسته های خویش را با او در میان بگذارند. بالاخره هر چه باشد آن ها به عنوان پدر و مادر انتظاراتی را از فرزند خویش دارند که می توانند این انتظارات را با وی مطرح کنند و نظرش را در مورد این خواسته ها بدانند. این گونه است که پدر و مادر و فرزندشان می توانند به یک هم فکری رسیده و در نتیجه برای یک هدف معین برنامه ریزی کرده و راه های رسیدن به آن هدف را با استفاده از نقشه های گوناگون بررسی و سپس درست ترین راه را برگزینند.

۵ – توجه و دقت والدین در نوع راهنمایی فرزند خویش

دستوراتی که پدر و مادر در مورد مسائل گوناگون به فرزندشان می دهند باید با در نظر گرفتن تمامی جوانب سنجیده شود و پس از آن با او در میان گذاشته شود. راهنمایی و دستورات پدر و مادر باید کامل باشند؛ به طوری که همه ی مسائلی را که از او می خواهند را به او شیر فهم کنند.

مثلا اگر می خواهند به او بگویند: آشغال ها را ببر بیرون، باید با این روش این مورد را با وی در میان بگذارند «قبل از این که ناهارت را بخوری، آشغال های زیر تختت را جمع کن و بریز توی یک کیسه و در آن را گره بزن و در سطل آشغال بیانداز.» در این صورت فرزند شما می تواند خواسته ی شما را دقیقا مشابه آن چه که درخواست کرده اید به انجام برساند.

100%
نظرسنجی
  • به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.