نقش نگرش ذهنی در زندگی افراد

پادکست نقش نگرش ذهنی در زندگی افراد

آشنایی با نگرش ذهنی و انواع آن

افرادی که به خداوند و کتاب های آسمانی اعتقاد دارند از این ترس دارند که مبادا از انگیزه و قدرتی که خداوند به آن ها داده است در مسیر اشتباه و نگرش ذهنی منفی استفاده کنند. کتاب های آسمانی به انسان انگیزه می دهند که هدف های درستی را در مسیر زندگی بیابند و به سمت آن ها بروند تا به رشد و توسعه فردی دست پیدا کنند. لازم است که بخش هایی از کتاب های آسمانی را بخوانید تا متوجه این انگیزه شوید:

– هرچه قلبت را قوت بخشی، خودت هم همان قدر خواهی داشت.

– اگر قلبت را باور داشته باشی، همه چیز ممکن خواهد شد. هرچه که تصور کنی.

– خدایا من باور می کنم، تو به آن هایی که باور ندارند کمک کن.

– هرچیزی بر اساس وفاداری و استقامت به شما داده می شود.

– استقامت بدون تلاش بیهوده است.

– هرچه را آرزو کنی، وقتی با دعا بخواهی، بدان که به دست خواهی آورد و از آن تو می شود.

– اگر خدا پشتیبان ماست، چه کسی می تواند علیه ما باشد ؟

– بخواهید تا به شما داده شود. بگردید و پیدا کنید. در بزنید تا به روی شما گشوده شود.

این ها همه بخش هایی از کتاب های آسمانی خداوند هستند که می خواهند انگیزه و رشد و توسعه فردی را درون انسان ها ایجاد کنند. حال اگر کسی بخواهد انگیزه و هدفش را در مسیر اشتباهی به کار گیرد، یا نگرش ذهنی منفی در خودش ایجاد کند، علاوه بر این که در کار خدا دخالت کرده است، خودش را هم در مسیر ویرانی و نابودی قرار می دهد.

پس از آن باید با نگرش ذهنی خود آشنا شوید و انواع آن را بدانید. در حقیقت نگرش ذهنی منفی همان باورهای اشتباه و تارهای عنکبوتی درون شما است. هرچه بیشتر بخواهید که نگرش ذهنی منفی خود را بهتر کنید بیشتر درون این تارها فرو خواهید رفت! زیرا تنها راه فراموشی این است که اصلا به آن نگرش ذهنی فکر نکنید و آن را فراموش کنید. این که شما بخواهید آن را از بین ببرید باعث می شود که همیشه به آن فکر کنید و از رشد و توسعه فردی دور شوید.

احساسات، عواطف، عادات و باورهای منفی

اولین تار عنکبوتی در نگرش ذهنی هر انسانی باورها و احساسات منفی است. مثال های زیادی در این باره وجود دارد که می تواند خلاصه ی این قاعده را به شما نشان دهد. مثلا فردی ازدواج می کند و تمام وقت خود را در بیرون از خانه صرف می کند. با همسرش هیچ حرفی نمی زند و تنها شب ها کنار او استراحت می کند. او تنها همسرش را برای ارضای نیازهایش می خواهد و دیگر توجهی به آن ندارد.
این مثال نمونه ای از نگرش ذهنی و احساسی منفی است که در انسان رخ داده است. نگرش ذهنی و باورهای منفی باعث می شوند که انسان کم کم خودش را فراموش کند و نتواند هدف مشخصی برای خودش انتخاب کند و علاوه بر آن نسبت به هر احساس خوبی که دریافت می کند بدبین شده و در نتیجه از رشد و توسعه فردی دور شود. زیرا خودش هیچ احساسی خوبی درون خود ایجاد نکرده است و فکر می کند که دیگران هم می خواهند از او سوء استفاده کنند. به همین دلیل او نمی تواند در زندگی اش به کسی اعتماد کند و به همین نحو تنها خواهد شد.

مقصر دانستن دیگران

در این مبحث غرور و خودخواهی نقشی کلیدی دارند. انسان ها اکثرا دارای غرور و خودخواهی هستند، اما تعداد کمی از آن ها می توانند این دو را کنترل کنند و در جاهای مناسبی از آن استفاده کنند. غرور باعث می شود که انسان همیشه فکر کند برتر از دیگران است و هیچ کار اشتباهی انجام نمی دهد. همین نگرش ذهنی هم باعث می شود که همیشه دیگران را مقصر کارهای اشتباه قرار دهد و خودش را انسانی درستکار بداند که تمام کارهایش منطقی است. این باور باعث می شود که انسان با تفکری اشتباه مسیرش را ادامه دهد و این تفکر اشتباه نمی گذارد که انسان چیزی را به دست بیاورد.

در واقع هر انسانی قطعا مرتکب اشتباهاتی می شود و کسی که هیچ کدام از اشتباهاتش را نتواند قبول کند و خودش را همیشه توجیه کند تنها خواهد شد و به سمت افسردگی کشیده می شود. زیرا همه او را ترک می کنند و دیگر کسی نیست که به حرف های آن شخص گوش دهد. غرور حتی باعث می شود که اگر آن فرد حرفی منطقی هم زد کسی به آن توجهی نکند.

جر و بحث و دعوا

دعوا و جروبحث بیشتر در دو حالت رخ می دهد. یکی این که خود فرد بخواهد دعوا را شروع کند و دلیلی برای آن داشته باشد و دلیل دیگر آن است که دچار سوء تفاهم شده باشد. بیشتر افرادی که به نگرش ذهنی منفی دچار شده اند و تارهای عنکبوتی در ذهنشان نقش بسته است به دلیل دوم دعوا را شروع می کنند. آن ها به دیگران و حتی خودشان وقت نمی دهند که فکر کنند و با عجله دعوا را شروع می کنند.

در چنین افرادی منطق نقش خاصی ندارد و اکثر حرف ها و بحث هایشان بدون منطق است و تنها می خواهند نشان دهند که حق با خودشان است. فروشنده ای با یکی از مشتری هایش مشغول دعوا شد و دلیل اش هم این بود که تن ماهی ها قبل از این که بیاید شش تا بود و الان پنج تا شده و باید آن را حساب کند. پس از کلی دعوا و بررسی از طریق دوربین های فروشگاه مشخص شد که یکی از آن ها را در روز قبل شخصی دزدیده است و خود فروشنده حواسش به آن نبوده. فروشنده مجبور شد که از مشتری عذرخواهی کند و آن مشتری دیگر به آن مغازه نرفت.

نگرش ذهنی

نتیجه گیری های نادرست

گاهی شما موضوعاتی را برای خودتان انتخاب می کنید و پس از این که آن ها را بررسی می کنید، به نتیجه های مختلفی می رسید و می خواهید که آن ها را در زندگی تان عملی کنید؛ اما متوجه می شوید که نتیجه گیری شما اشتباه بوده است و به هیچ جایی نرسیده اید. افراد فکر می کنند زمانی که به نتیجه می رسند یعنی کارشان درست بوده است و آن را به خوبی انجام داده اند، اما در واقع هر نتیجه ای را نمی توان یک حرکت درست نامید.

بیشتر نتیجه های اشتباه به دلیل شروع اشتباه هستند. مقدمه ای که اشتباه آغاز شده باشد تا آخر هم به اشتباه جلو می رود و نمی توان برداشت صحیحی از آن کرد. به همین دلیل سعی کنید که ابتدا یک مقدمه ی درست برای خودتان داشته باشید و سپس به نتیجه ی دلخواه برسید. البته تمام نتیجه های اشتباه هم برای زندگی بد نیستند. به شرطی که بتوان از آن نگرش ذهنی و نتیجه ی اشتباه درس عبرت گرفت و تجربه ای برای انسان شود که دیگر آن را تکرار نکند.

کلمات و اصطلاحات نادرست

باید دانست که هر کلمه و جمله ای، مخصوص جایگاه و موقعیت های خودش است. مثلا شما هیچ موقع نمی توانید در موقعیت های کاری و حساس از جملاتی مانند «دمت گرم» یا مشابه این ها استفاده کنید. گاهی وقت ها چنین رفتاری باعث می شود که فرد مقابل احساس کند که به او بی احترامی شده است، پس سعی می کند که هر چه زودتر گفتگو را تمام کند. هر کلمه مخصوص جایگاهی است و برای موقعیت مخصوص خودش ساخته شده است.

اگر این جایگاه ها را نتوانید در زندگی تان بشناسید، بسیاری از گفتگوها و احترام ها را از دست می دهید، زیرا مردم همیشه به کلام هر انسانی دقت زیادی دارند و به همین علت باید به کلماتی که از دهانتان به سمت بیرون روانه می شود دقت کنید. افراد زیادی بوده اند که در اوج شهرت و موفقیت به دلیل کلمات نامناسب یا اشتباه با مردم، نابود شده اند و دیگر نتوانسته اند حرف تاثیرگذاری را در جامعه بیان کنند. پس سعی کنید لغات نامناسب را از ذهنتان دور کنید و به دنبال کلمات مناسب برای موقعیت ها باشید.

احتیاج باعث می شود که عدم صداقت شکل گیرد

جمله ی بالا جمله ای است که بسیاری از افراد به آن اعتقاد دارند و بارها آن را مورد تحلیل و بررسی خودشان قرار داده اند. افراد زیادی به این باور دارند که وقتی شخصی احتیاج به پول یا چیزهای دیگری دارد، صداقت را از بین می برد و هر کاری می کند که به آن نیازش برسد. چنین تفکری اشتباه است زیرا این باور برای افرادی است که نگرش ذهنی منفی دارند.

تنها نگرش ذهنی منفی است که همیشه می خواهد انسان را به سمت کارهای اشتباه و دروغ سوق دهد و احتیاج انسان را از این طریق برطرف کند. از آن طرف در نگرش ذهنی مثبت قضیه جور دیگری است. نگرش ذهنی مثبت همیشه به دنبال صداقت در انسان است. او از انسان می خواهد که با صداقت و درستکاری به سمت برطرف کردن نیازهایش برود و بی دلیل عجله نکند، زیرا می داند که عجله تنها باعث می شود که انسان اشتباه کند. هر موقع که به شما گفتند که احتیاج یک مشکل است و صداقت را از بین می برد یا آن جمع را ترک کنید یا بحث را عوض کنید! چون با افرادی مواجه هستید که تفاوت نگرش ذهنی مثبت و منفی را نمی دانند و دچار اشتباه شده اند.

عدم اصلاح افکار و باورها

هر انسانی نیاز دارد که در زندگی اش تغییر کند و نگرش ذهنی و باورهای خود را تغییر دهد. دنیا و علم همیشه در حال پیشرفت است و انسان نمی تواند با همان باور قدیمی زندگی کند و هر از گاهی باید باورها و اعتقاداتش را عوض کند. بسیاری از انسان ها همچون سرخپوست ها زندگی می کنند و هیچ علاقه ای به تغییر دادن باورها و نگرش ذهنی خود ندارند.

اگر اعتقاد داشته باشند که ماه در روز بیرون می آید، تا آخر زندگی شان بر روی همین عقیده شان پافشاری می کنند و به حرف هیچکس گوش نمی دهند. چنین افرادی خیلی زود از جامعه طرد می شوند و دیگر کسی حرف هایشان را قبول ندارد. سعی کنید که هر چند وقت یک بار با خودتان خلوت کنید و نگرش ذهنی و اخلاق های خود را بررسی کنید. ببینید کدام اخلاق و باورها نیاز به تغییر دارد و آن ها را تغییر دهید. اگر خودتان نمی توانید این کار را به تنهایی انجام دهید می توانید به همراه همسرتان یا یک مشاور باورهای خود را تغییر دهید. گاهی وقت ها هم نیازی به تغییر نیست بلکه تنها کافی است که آن ها را بهبود ببخشید تا به رشد و توسعه فردی دست پیدا کنید.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.