نکات کلیدی جالب در رسیدن به موفقیت

با این چند تکنیک ساده به موفقیت می رسید

گاهی وقت ها نگرش منفی یکی از دلایل شکست شما محسوب می شود. به طوری که شما با بی توجهی و احساس بی نیازی به قواعد زندگی و قدرت ها، از آن ها هیچ استفاده ای نمی کنید و همین ها هم به مرور باعث شکست خوردن و عدم موفقیت شما در زندگی می شوند. هنگامی که شما تلاش خودتان را برای رسیدن به موفقیت بیشتر می کنید، علاوه بر نزدیک تر شدن به موفقیت چیزهای بیشتری هم به دست می آورید و آن ها را برای خودتان استفاده می کنید؛ اما اگر بعد از یک بار تلاش و شکست خوردن دست از تلاش بردارید، هم هدف تان را از دست می دهید و هم هر چیزی که قرار بود به شما برسد.

پادکست نکات کلیدی جالب در رسیدن به موفقیت

یادگیری و دانش اندوزی، کار را راحت تر می کند

این قاعده را می توان با یک مثال شروع کرد. اگر یک پازل به کودکی بدهید، احتمالا نمی تواند آن را حل کند اما بعد از بارها تلاش بالاخره متوجه راه حل آن می شود. حال همین مثال را می توان به زندگی نسبت داد. ممکن است نتوانید بعضی راه ها را تمام کنید یا برخی موفقیت ها را به دست بیاورید اما اگر برای رسیدن به آن ها تلاش خودتان را انجام دهید، می توانید چیزهای زیادی یاد بگیرید، راه حل نهایی را برای دفعات بعد بفهمید و به موفقیت در زندگی دست پیدا کنید.

ترانه سرایی یک شعر نوشته بود اما هرچه تلاش کرد که آن را به دیگران بفروشد موفق نشد و حتی نتوانست آن را به خوبی هم اجرا کند. یک خواننده آن شعر را دید و با مبلغ کمی آن را خریداری کرد. تنها چند کلمه به آن اضافه کرد و آن را به اجرا درآورد و توانست طرفداران و درآمد زیادی را برای خود جمع کند. این حاصل همان یادگیری ها و چیزهای بیشتری است که در مسیر رسیدن به هدف به شما می رسد. حتی دانشمندان معروف جهان هم تلاش زیادی برای رسیدن به چیزهای بیشتر و اهداف خود می کردند. مثلا ادیسون هر بار که در ساخت و تولید لامپ به موفقیت نمی رسید، چیزهای بیشتری یاد می گرفت، از آن ها استفاده می کرد و به دنبال تولید نهایی لامپ بود تا آن که توانست به موفقیت مورد نظر خود برسد.

یک دکتر توانسته بود با یک فرمول حدود یک میلیون دلار به دست آورد. او از طریق قوانین طبیعی و طبیعت توانسته بود واکسنی برای فلج اطفال اختراع کند و همین هم سبب شهرت و کسب درآمد فراوان او شد. اگر او برای به دست آوردن فرمول بارها تلاش نمی کرد، قطعا نمی توانست به چنین درآمدی برسد. حال اگر او درآمدش را هم از دست دهد با فرمولی که به دست آورده است می تواند دوباره درآمد خوبی داشته باشد و به موفقیت های بزرگی دست پیدا کند.

مخترع های هواپیما موفق

مخترع های هواپیما موفق شدند چون به دنبال چیزهای بیشتری بودند

خیلی ها قبل از مخترعان اصلی هواپیما، به ساخت آن نزدیک شده بودند اما در نهایت محصول تولیدی آن ها کامل نبود. دلیلی که باعث شده بود مخترعان هواپیما بتوانند هواپیما را تولید کنند، راهکاری متفاوت و چیزهای بیشتری بود. آن ها به روش های متفاوتی دست به ساخت هواپیما زدند و چیزهای بیشتری به آن اضافه کردند تا در نهایت توانستند یک هواپیمای کامل را خلق کنند.
اگر به هر کدام از داستان ها دقت کنید خواهید فهمید که موفقیت یک قدرت معجزه آمیز نیست بلکه موفقیت تنها استفاده از دیدگاه های متفاوت و کشف چیزهای بیشتر برای رسیدن به هدف مورد نظر است.

دلیلی که دادگاه حکم اختراع تلفن را به گراهام بل داد چه بود؟!

افراد و دانشمندان زیادی ادعا می کردند که مخترع تلفن هستند اما از بین تمامی آن ها تنها یک شخص به نام فیلیپ توانسته بود به چنین موفقیتی نزدیک شود. اما چیزی که باعث شده بود فیلیپ نتواند تلفن را به طور کامل اختراع کند، جا به جا نکردن یک پیچ بود. دادگاه بارها فیلیپ را به دلیل دانش بالا تشویق کرده بود اما او را تنها مخترع موج های موسیقی می دانست و هنوز نمی توانستند به او لقب مخترع تلفن را بدهند. بعد از او گراهام بل وارد میدان شد و مانند مخترعان اصلی هواپیما، به دنبال چیزهای بیشتری بود. او توانست دو میدان موج تولید کند و صدا را به خوبی به گوینده برساند و در حقیقت گراهام بل توانست یک تلفن کامل را اختراع نماید.

دادگاه هم حکم اختراع تلفن را به گراهام بل داد. فیلیپ اگر راه خود را ادامه می داد و از آن کناره کشی نمی کرد شاید می توانست جای گراهام بل را بگیرد! اما او به دنبال چیزهای بیشتری نبود و خیلی زود خسته شده بود. گراهام بل همان راه فیلیپ را ادامه داد با این تفاوت که دید بازتری داشت پس همین امر موجب شد که به موفقیت بزرگی دست پیدا کند.

یاریگر، او را برای موفقیت تشویق کرد

کسی که ماشین های سنگین را خلق کرده بود همیشه درحال سخنرانی بود و با سخنانش توانسته بود به افراد زیادی امید بدهد. او همیشه در حرف هایش از همکار مافوق خودش که یاریگر نام دارد، یاد می کند. او می گوید که در پروژه ای قرار بود آن ها یک چاه بزرگ حفر کنند اما به یک قطعه سنگ بزرگی برخورد کردند که نیاز بود آن را سوراخ کنند. طبق حساب و کتابی که انجام دادند، سوراخ کردن سنگ از هزینه تمام پروژه هم مخارجش بیشتر می شد و این برابر با ورشکستگی آن ها بود. همه انتظار داشتند که یاریگر از این کار منصرف شود اما او به دعا نشست و به خاطر جسم سالمی که دارد شکر کرد. آن مخترع می گوید که آرامش و صبور بودن همکارش همیشه باعث آرام گرفتن دلش می شد و استرسش در هر کاری به حداقل می رساند.

آن مخترع با هواپیمایش همیشه به همه جای کشور سفر می کند تا به تمام مردم بفهماند که باید به خدا و قدرتش امید داشت و از آن غافل نشد. روزی او سوار هواپیمایش شد و درحال سفر بود. او حدود نیم ساعت به خواب می رود و بین خواب و بیداری اش چیزی یادداشت می کند و دوباره می خوابد. زمانی که بیدار می شود همکارش از او می پرسد که چه چیزی در دفترچه اش نوشته است اما آن مخترع چیزی یادش نمی آید و به دفترچه اش نگاه می کند که ناگهان متوجه می شود راه حل یکی از بزرگترین مشکلاتش را در ساخت یک قطعه را نوشته است.

دوستان عزیز هرگز نباید قدرت طبیعت را دست کم بگیرید، بلکه باید تمام الهام هایی که به شما می شود را یادداشت کنید زیرا ممکن است روزی همه ی آن ها به کار شما بیاید و سبب دستیابی به موفقیت در کار و زندگی تان شود. آلبرت انیشتین نظریه های زیاد را ارائه داده است اما او هم همیشه از یک کاغذ و خودکار شروع می کرد و حرف هایش را یادداشت می کرد. او پرسش های مختلفی در ذهنش خلق می کرد و به دنبال جواب آن پرسش ها می رفت.

تفکر خلاق را از یک متفکر بیاموزید

تفکر خلاق را از یک متفکر بیاموزید

بسیاری از انسان ها گمان می کنند که تفکر خلاقی ندارند یا بعضی از آن ها فکر می کنند که تنها با خلق کردن چیزهای جدید در ذهنشان، می توانند تفکری خلاق برای خودشان داشته باشند در صورتی که هر دو باور اشتباه است. هر انسانی تا حدی تفکر خلاق درونش دارد، اما نمی داند که چگونه باید از آن استفاده کند تا به موفقیت برسد.

در حقیقت تفکر خلاق به همراه عمل کردن به آن است. یعنی زمانی که ایده ی جدیدی در ذهن شما خلق می شود باید آن را در جایی یادداشت کنید یا آن را در واقعیت هم برای خودتان خلق کنید. بسیاری از ایده ها از کاغذ و خودکار شروع شده اند و سپس به ایده ی نهایی رسیده اند. در نتیجه شخصی که تنها در ذهن خودش خالق تفکرات جدید است نمی تواند متفکر خوبی باشد بلکه کسی که علاوه بر تفکر، عمل هم می کند دارای اندیشه و خلاقیت بالایی است و مسلما زودتر به رشد و موفقیت دست پیدا می کند.

چگونه می توان تفکر خلاق را به دست آورد

دکتری کشف کرده بود که وضعیت جسمانی هم تاثیر مستقیمی بر تفکر انسان دارد. مثلا او گفته بود زمانی که انسان خسته است و احساس تشنگی می کند، نمی تواند به خوبی فکر کند و راه حلی که در وضعیت عادی در یک دقیقه آن را کشف می کند، ممکن است در چنین شرایطی حدود ده دقیقه طول بکشد.

او برای اثبات چنین قضیه ای هم آزمایش های متعددی بر روی انسان های مختلف انجام داد و توانست به همین نتیجه برسد که جسم خسته نمی تواند پاسخگوی خوبی برای تفکرهای انسان باشد. او نتایج به دست آمده اش را در سه دسته مطرح کرد:

۱ – دانش ذخیره شده در سطح نیمه هوشیار ذهن

این دانش به وسیله ی تلاش ها و تجربه های متعدد انسان به دست می آید که در ذهن بشر ذخیره می شود. همچنین این دانش را می توان از تحصیلات و خواندن هم به دست آورد.

۲ – کسب دانش از دیگران

به این ترتیب که آموزه ها و حرف های مفید دیگران به عنوان نوعی دانش در ذهن شما ذخیره می شود و آن ها را به خاطر می سپارید.

۳ – ذخیره طبیعی

شامل انواع نبوغ و دانسته هایی است که از سطح نیمه هوشیار انسان به دست می آید و می توان حقایق را در آن پیدا کرد.

نباید مانند کریستف کلمب ترس از شکست داشته باشید

کریستف کلمب در رشته هایی مانند ستاره شناسی تحصیل کرده بود. او علاقه ی زیادی به داستان های مارکوپولو و همچنین شناخت مکان های ناشناخته از طریق دریانوردی داشت. او همچنین می خواست که از طریق اسپانیا به سمت هند و چین حرکت کند و بتواند چنین مکان هایی را کشف کند. او برای چنین سفری نیاز به یک حامی مالی و مردان قوی داشت اما در طی سالیان دراز از سوی دربار و دیگران مورد تمسخر قرار می گرفت تا این که توانست روزی آن حامی را پیدا کند.

او سرانجام به سمت هندوستان حرکت کرد و در راه به جزیره کاراییب برخورد کرد. حاصل آن برخورد شناخت بومیان جدید، طلاهای فراوان، گیاه ها و میوه های جدید بود و به خیال خودش فکر می کرد که هندوستان را کشف کرده است. او گمان می کرد که توانسته است به هندوستان برسد اما در حقیقت شکست خورده بود زیرا نتوانسته بود به آن مکان برسد.

شاید زندگی شما هم مانند این مثال باشد. ممکن است هدف بزرگی برای خود انتخاب کنید اما در مسیر راه متوقف شوید و نتوانید با موفقیت به آن هدف برسید. مهم نیست که شکست خورده اید بلکه مهم این است که در همان به مسیر به چیزهای زیادی رسیده باشید و تجربه های جدیدی برای خودتان کشف کرده باشید. از شکست نترسید و به مسیرتان ادامه دهید و بدانید که همیشه می توانید چیزهای جدیدی را برای خودتان کشف کنید.

رسیدن به موفقیت

چگونه می توان از چیزهای بیشتری استفاده کرد؟

باید تا الان توانسته باشید از میان مثال هایی که بیان شد، دانسته ها و نتایجی به دست آورده باشید. تمام مثال ها به نوعی با بخشی از زندگی شما در ارتباط است و به آن ربط داده می شود. در هر مثال دستورالعمل هایی وجود دارد که باید در زندگی تان از آن ها استفاده کنید تا بتوانید به موفقیت دست پیدا کنید. دستورالعمل ها راه درست زندگی و رسیدن به هدف را به شما نشان می دهند و می توانید از آن ها استفاده کنید.

مهندس موفقی می گفت که زمان استخدام به مدرک و دانسته های فرد نگاه نمی کند بلکه به دستورالعمل ها و راهکارهایی که آن فرد برای حل مشکلات دارد، نگاه می کند. همین مثال را می توان به زندگی ربط داد و دلیل ضرورت دستورالعمل ها را متوجه شد.

علاوه بر این باید قوانین طبیعی زندگی را هم درک کنید. برای مثال زمانی که با نیروی جاذبه آشنا باشید، می دانید که هر آنچه از ارتفاع رها کنید به سمت زمین می آید و جاذبه بر روی آن تاثیر می گذارد. حال همین قوانین طبیعی زندگی بر روی زندگی شما هم تاثیرگذار است. زمانی می توانید از آن ها به نفع خودتان استفاده کنید که آشنایی کاملی با آن ها داشته باشید و راه حل های آن ها را بدانید.
حتی می توانید با استفاده از همین قوانین، اختراع های جدیدی برای خودتان خلق کنید و به وسیله ی آن ها مشهور شوید. مثلا انیشتین به راحتی توانست بها استفاده از رابطه میان انرژی و ماده، فرمولی را خلق کند و آن نظریه ای که مطرح کرد، تبدیل به یکی از مشهورترین نظریه های او شد و همین هم باعث شد که نام او تا به امروز بر سر زبان ها باشد و کسی آن را فراموش نکند.

افکاری که باید به حرکت در آیند

افکاری که باید به حرکت در آیند

مهم ترین فرمول این مثال ها «چیز بیشتر» است. در هر مسیر و راهی باید علاوه بر هدفتان، به رسیدن به چیزهای بیشتر هم فکر کنید تا بتوانید آن ها را برای خودتان به دست آورید. اگر به چیزهای بیشتر دقت نداشته باشید ممکن است به هدفتان نرسید و نرسیدن به آن با دست خالی بودن برابری می کند. به همین علت است که انسان ها همیشه علاوه بر هدفشان تلاش می کنند که به چیزهای دیگر هم دقت داشته باشند و سعی می کنند که آن ها را هم در مسیرشان به دست آورند.

ممکن است حکایت شما مانند گراهام بل باشد و میان شکست و موفقیت شما تنها یک فاصله کوچک وجود داشته باشد. به همین دلیل همیشه سعی کنید راه های مختلفی را برای خودتان خلق کنید و از آن ها استفاده کنید. علاوه بر این به دنبال جزئیات دقیق باشید تا بتوانید یک مسئله را به خوبی متوجه شوید و اگر مشکلی در آن داشتید بعد از کمی فکر بتوانید به راه حل آن برسید. شاید روزی بخواهید چیزی خلق کنید و در اواسط راه بی خیال آن شوید در صورتی که با یک تغییر کوچک می توانید به محصول نهایی و موفقیت در آن برسید.

همیشه به کاغذ و قلم فکر کنید. این دو برای هر انسانی معجزه می کند. همه ی انسان ها باید دفترچه ای برای خودشان داشته باشند. مهندسان در آن فرمول ها و راه حل هایشان را می نویسند و شاعران بیت های تازه به ذهن رسیده شان را یادداشت می کنند. فایده ی قلم و کاغذ این است که دیگر نیازی نیست استرس فراموشی داشته باشید، زیرا آن را یادداشت کرده اید و می دانید که همیشه منبعی برای خواندن آن وجود دارد.

برترین تفکر انسان، تفکر برای رسیدن به راه حل است. همیشه به دنبال راه حل باشید. هر انسانی در زندگی خود با مشکلاتی مواجه است که باعث می شوند ذهن آن درگیر شود و در خانه و کار به آن فکر می کند. مشکلی که در این مورد وجود دارد این است که انسان ها به جای آن که به راه حل فکر کنند، به خود مشکل فکر می کنند و بابت آن غصه می خورند در صورتی که اگر به دنبال راه حل باشند، می توانند ذهن خلاق خود را تقویت کنند و با پیدا کردن راهی، مشکلشان را برای همیشه در زندگی حل کنند و به موفقیت برسند. به همین دلیل است که همه به دنبال راه حل هستند.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.