هدف زندگی چیست؟

چگونگی دستیابی به هدف زندگی خود

گاهی اوقات در زندگی، ما تمایل شدیدی به دانستن و سوال پرسیدن داریم، مثل این سوال که هدف زندگی چیست و یا چه حقیقتی درباره زندگی ما وجود دارد؟ حتی در روزهای ناراحتی و ناخوشی این سوالات را بیشتر از خود می پرسیم ولی جوابی برای آن ها پیدا نمی کنیم. در روزهای خوشی و خوب نیز فقدان این اطلاعات را در درون خود حس می کنیم. گاهی در روزهای بد هیچ چیزی برای شما اهمیت ندارد. همچنین ندانستن این موضوع می تواند انگیزه شما را کاهش دهد.

پادکست هدف از زندگی

در اینجا مسئله ای مطرح می شود:

شما اهداف زندگی تان را چگونه تعریف می کنید؟

فرهنگ لغت «وبستر» هدف را این گونه تعریف می کند: چیزی که به عنوان غایت و پایان کاری در نظر گرفته می شود. گاهی اوقات ما رسیدن به وضعیت مطلوبی را برای خود در نظر می گیریم، ولی گاهی اهداف زندگی خارج از کنترل ماست؛ یعنی با وجود تلاش فراوانی که برای رسیدن به موفقیت یا همان وضعیت مطلوب می کنیم، تلاش ما بی نتیجه می ماند.

دوستان عزیز سایت آگاه باشیم در این مقاله در مورد موضوعات زیر صحبت می کنیم:

۱ – هدف زندگی چیست؟

۲ – حقیقت ماموریت های زندگی

۳ – چگونگی تعیین سرنوشت

هدف زندگی چیست ؟

هدف زندگی چیست؟

من یک بار از دوستم سوال کردم که در زندگی از چه چیزهایی می ترسد. او گفت از آسیب رساندن به دیگران و از این که روابط دوستانه، عاشقانه و یا کاری اش با دیگران خدشه دار شود هراس دارد. این ترس ها به این دلیل وجود دارند که وی در روابط عاشقانه اش دچار شکست شده و همین مسئله باعث ایجاد خصومت هایی شده است.

ما انسان ها در طول زندگی ۸۰ هزار نفر را ملاقات می کنیم. در نتیجه از زمانی که شما به دنیا آمده اید تا موقعی که این مقاله را مطالعه می کنید، مجموعه ای از گرایش ها، تجربیات، فاجعه ها، احساسات و عقاید متفاوتی را تجربه کرده اید. مرگ کسی که با وی ارتباط عاطفی خیلی نزدیکی داشته ایم، به شدت ما را تحت تاثیر قرار می دهد. ما برای تیم ملی کشورمان، که در جام جهانی برای میهن مان غرور و افتخار به ارمغان می آورد، شادمان و خرسند می شویم. ما در مراسم عروسی و مهمانی های مختلف شرکت می کنیم و عشق خودمان را به دیگران از این طریق با آن ها به اشتراک می گذاریم.

اهدافی که ما در زندگی داریم بستگی به ارتباطی است که با دیگران برقرار می کنیم، بنابراین ممکن است به خاطر ملاقات افراد متفاوت، اهداف مختلفی را در زندگی دنبال کنیم و هدف زندگی را در برهه های زمانی متفاوت، تغییر دهیم. این یک فرصت برای تقویت ضمیر خودآگاه و درک درونی تلقی می شود.

از هشتاد هزار نفری که ممکن است در آینده ببینید، آیا واقعا فکر می کنید هیچ کدام از آن ها روی شما تاثیری نخواهند گذاشت و الهام بخش زندگی شما نمی شوند؟ آیا می توانید با اطمینان بگویید که از هشتاد هزار نفری که خواهید دید هیچ کدام از آن ها به تو آسیب نمی رسانند و یا شما به آن ها آسیب نمی رسانید؟ این به معنای واقعی کلمه غیر ممکن است.

گاهی اوقات ما افرادی را ملاقات می کنیم که الهام بخش زندگی ما می شوند، زندگی مان را به طور شگفت انگیزی تغییر می دهند و اهداف ما را به چالش می کشند؛ ما نیز بر آن ها تاثیر مثبت می گذاریم و باعث تغییر زندگیشان به سوی موفقیت یا عدم موفقیت می شویم. با این حال افرادی را نیز ملاقات می کنیم که روی ما و زندگی مان تاثیر منفی دارند. در واقع هدف کلی ما در زندگی برقراری ارتباط با دیگران است و با انجام این کار، ماموریت زندگی ما روشن تر می شود.

حقیقت ماموریت ها و اهداف زندگی

حقیقت ماموریت ها و اهداف زندگی

آیا همیشه ماموریت هایی که در زندگی داریم روشن و واضح اند؟ احتمالا نه! ماموریت های شما در دوره های مختلف زندگی، احتمالا متفاوت است، مثلا ماموریتی که در ۲۰ سالگی برای خود در نظر داشته اید با ماموریتی که هم اکنون در ذهن دارید یکسان نمی باشد و این بستگی به هدف زندگی تعیین شده از سمت شما دارد. مثلا ممکن است در دوره ای ماموریت شما تبدیل شدن به یک پرستار و کمک به سالمندان باشد و در دوره دیگر ماموریت تان باز کردن یک مرکز مراقبت ۲۴ ساعته برای کمک به افراد بی خانمان باشد.

نقطه مشترک هر دوی اینها کمک کردن به مردم است. در طول زمان ممکن است نحوه انجام کارها تغییر کند ولی دلیلی که برای انجام آن ها داریم ثابت می ماند. همان طور که زندگی مان ادامه پیدا می کند، ارزش های ما نیز تغییر می کند و ممکن است هدف زندگی مان نیز دستخوش تغییر شود.

سوالی که اینجا مطرح می شود این است:

در میان هرج و مرج ها و حوادث و اتفاقاتی که در طول زندگی رخ می دهد چه چیزی است که پس از سال ها در وجود ما ثابت باقی می ماند؟

ماموریت و هدف زندگی ما این است که بتوانیم پیوسته عواملی را که باعث تحریک احساسات و هیجانات درونی مان می شود را کنترل کنیم تا به موفقیت برسیم. اگرچه ممکن است این کار غیر ممکن به نظر برسد، اما این یکی از چیزهایی است که هرگز تغییر نمی کند:

آیا شما همیشه هنر داستان نویسی را به دلیل برقراری ارتباط با غریبه ها، دوست داشته اید؟

آیا شما همیشه ساخت جواهرات دست ساز را به دلیل بروز خلاقیت خود، دوست داشته اید؟

آیا شما همیشه آشپزی را به دلیل هماهنگی فکر با بدن، دوست داشته اید؟

چگونگی تعیین سرنوشت

چگونگی تعیین سرنوشت

به ماموریت و هدف زندگی خود به عنوان یک لنگر نگاه کنید. اکنون وقت آن رسیده است تا چگونگی مهار این لنگر و یا سرنوشت خود را بیاموزید و در جهت تعیین هدف زندگی خویش به سمت موفقیت بکوشید.

۱ – تصمیم بگیرید! ذهن شما نقش کاپیتان را بازی می کند

ذهن خود را به عنوان کاپیتان کشتی تصور کنید و لنگر را مأموریت و هدف زندگی خود بدانید. در حال حاضر کشتی شما به سمت چهار نقطه می تواند حرکت کند: شمال، شرق، غرب و جنوب. تنظیم کردن بادبان ها کار آسانی است، ولی اگر مقصد نامشخص باشد، رسیدن به موفقیت کار بسیار دشواری خواهد شد.

مرحله اول همیشه تصمیم گیری است

ما باید تصمیم بگیریم که هدف زندگی خود را چگونه تعریف کنیم. گاهی اوقات ما در این مرحله متوقف می شویم چرا که از رفتن به مسیر اشتباه می ترسیم. ممکن است ما در گذشته دچار اشتباهاتی شده باشیم و ترسی که از آن اشتباهات در وجود ما ایجاد شده، هنوز هم باقی مانده باشد. پس وقتی ما تصمیم به انجام کاری می گیریم به این معنی است که می خواهیم به آرامش و سکون خود پایان دهیم. اما پس از مدتی ماجراجویی دوباره آرامش و آسایش خود را به دست خواهیم آورد.

اگر کشتی خود را درست و با دقت مدیریت کنید هرگز شکست نخواهید خورد، اتفاقاتی که در زندگیتان رخ می دهد، تماما نتیجه تصمیمات کوچک و بزرگ شما در طول زندگی است و هدف زندگی مسیرتان را مشخص می کند. اگر شما در تصمیمات قبلی خود موفق شده اید، پس دوباره می توانید این موفقیت را تکرار کنید. بیش از حد فکر نکنید و تصمیم خود را بگیرید.

صرف نظر از این که چه تصمیمی می گیرید، در طول این مسیر با افراد متفاوتی مواجه خواهید شد و این فرصتی است که می توانید از طریق آن دانش و تجربه خود را افزایش دهید. این کاری است که شما باید انجام دهید. هنگامی که تصمیمی می گیرید و هدف زندگی خود را تعیین می کنید، خواهید دید که افراد بسیاری نیز با چالش هایی مشابه شما مواجه هستند. بدون در نظر گرفتن هرگونه فعالیتی، باید یاد بگیرید که به لنگر کشتی خود اعتماد کنید. تا زمانی که به لنگر خود اعتماد داشته باشید، در حال حرکت رو به جلو هستید. این لنگر یک چیز ثابت است که شما را در هنگام متوقف شدن بعدی راهنمایی می کند.

۲ – انجام دهید! بدن شما به منزله کشتی است

همان طور که بدن شما نقش کاپیتان را بر عهده دارد و هدایت کننده اصلی است، بدن شما نیز نقش کشتی را بازی می کند. در واقع ذهنتان، بدن شما را به سمت هدف زندگی حرکت می دهد. برای رسیدن به ماموریت زندگی خود به طور فعال، باید مرحله زیر را انجام دهید.

مرحله دوم، انجام دادن کارها و ادامه دادن آن ها است

کاری که تمایل به انجام آن دارید را حتما انجام دهید. اگر سال هاست که می خواهید کتابی بنویسید، اکنون زمان نوشتن رسیده است. اگر می خواهید وزنتان را کم کنید، الان زمان تمرین و ورزش است. در نهایت اگر مدت هاست که به فکر راه اندازی کسب و کار هستید ولی مشکل مالی دارید، وقت آن است که تلاش خود را برای رسیدن به موفقیت شروع کنید. به دست آوردن خوشبختی کار آسانی نیست، گاهی اوقات کارهایی که دوست دارید انجام دهید در تضاد با ماموریت های شما می باشد.

فقط کافی است کار خود را شروع کنید. به لنگر خود اعتماد کنید و هدایت آن را جدی بگیرید. وقتی با دیگران ارتباط برقرار می کنید هم از لحاظ فیزیکی و هم از لحاظ ذهنی رشد می کنید، در نتیجه ایده ها و پروژه های بهتری به ذهنتان خطور می کند. گاهی اوقات در ارتباط با دیگران می توانید شغل بهتری برای خود دست و پا کنید. همواره ماموریت های و هدف زندگی خود را جدی بگیرید و در جهت تحقق آن ها با تمام وجود تلاش کنید.

۳ – به دنبال افق های فراتر باشید

اکنون وقت آن رسیده است که با تصمیم های درستی که می گیرید و تلاشی که در جهت تحقق آن ها می کنید سرنوشت خود را به بهترین شکل ممکن تغییر دهید. اکنون زمانی طلایی در زندگی شما محسوب می شود. ذهن شما در حکم کاپیتان کشتی عمل می کند و تمام تصمیم ها را اتخاذ می کند. نکته ای که وجود دارد آن است که ذهن می تواند بهترین انرژی ها را جذب کند و شما را به سمت جلو حرکت دهد، ولی روزی دیگر ممکن است تمام انرژی های منفی محیط را به وجود شما انتقال دهد.

بدن شما به منزله کشتی است و تمام تصمیمات را عملی می کند. این بدن است که شما را برای رفتن به یک مصاحبه شغلی، تایپ یک نامه و انجام تمرینات ورزشی همراهی می کند. بدن شما عاملی مهم محسوب می شود و شما را تا رسیدن به موفقیت و اهداف زندگی تان یاری می کند.

لنگر در واقع مانند روح شما می ماند. این روح است که اجازه می دهد کار یا اتفاقی ادامه پیدا کند. تنها بخشی که به شدت صادقانه عمل می کند، همین روح است. با گوش دادن به صدای روح درک روشن تری از ماموریت و اهدافتان در زندگی پیدا خواهید کرد. با مردم معاشرت کنید و ببینید چه چیزهایی برای روح شما لذت بخش است. روح شما سرنوشتتان را بر اساس علایقی که دارید رقم خواهد زد.
به عنوان یک انسان ما لحظات متفاوتی را در زندگی مان تجربه خواهیم کرد. هدف زندگی ما، محقق ساختن ماموریت های ماست. این روح است که می تواند ما را در این مسیر راهنمایی کند. پس با ذهنی باز و آگاه به انجام کارهای خود بپردازید و برای دستیابی به موفقیت هدایت کشتی خود را به آن بسپارید.

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.