چطور والدین خوبی باشیم ؟

چگونه والدین خوبی برای فرزندان خود باشیم

آیا به این مسئله دقت کرده اید که در اطراف شما، چه کسانی والدین خوبی هستند؟ آیا این افراد به طور ذاتی درخود توانایی دارند تا بتواند تمامی وظایف یک پدر و مادر خوب را در قبال تربیت فرزند انجام دهند؟ و یا این که افرادی هستند که با انجام بعضی کارها و آموزش ها موفق شده اند فرزندی شاداب، سرشار از اعتماد به نفس و همراه با تعادل تربیت نمایند؟ آیا تا به حال موفق شده اید که بفهمید کلید اصلی موفقیت این گونه افراد چیست؟ حال تلاش کنید به افرادی که از دید شما بسیار ایده آل نیستند فکر کنید.

در واقع تمامی والدین خوب و مناسبی که می شناسیم در یک ویژگی با یکدیگر اشتراک دارند و آن این است که تمامی آن ها وجودی سرشار از آرامش در تمامی لحظات دارند و در مقابل والدینی بد و نامناسب می باشند که حاضر نیستند حتی از کوچک ترین مسائل نیز بگذرند. در واقع این امکان وجود دارد که اینگونه والدین به طور دقیق در جریان میزان تاثیر خودشان برای فرزندان نباشند و در واقع نمی دانند به دلیل داشتن نقش والدین، تا چه اندازه می توانند برای فرزندان خود تاثیرگذار باشند، در واقع این گونه افراد بیشتر به سراغ مسائلی می روند که باعث می شود آن ها را از والدین خوب بودن دور نماید.

پادکست والدین خوب

انواع ویژگی های والدین خوب

در واقع می توان در اطراف خود، والدینی را مشاهده کرد که به شدت بر تمیزی و منظم بودن تاکید دارند، برای مثال اگر فرزندشان قبل از وارد شدن به خانه، پشت در کفش هایش را در نیاورد، دنیا روی سرشان خراب می شود و این در حالی است که ممکن است آن کفش ها کاملا تمیز باشند! یا مثلا اگر فرزند وسیله ای را از جایی برداشته و آن را به جای خود بر نگرداند، این مسئله کوچک موجب عصبی شدن والدین شده و در واقع پدر و مادر با دیدن این کار به شدت به هم می ریزند؛ در حالی که ممکن است فرزندشان عادت داشته باشد بعدا همه چیز را مرتب کند. یا مثلا والدینی وجود دارد که به دلیل کثیف شدن و یا سبز شدن شلوار فرزندشان به وسیله ی چمن ها، اجازه ی استراحت، بازی و آرامش را به کودکشان نمی دهند.

یا این که ممکن است والدینی را در اطراف خود ببینیم که با توجه به حس رقابتی و مسابقه ای که در وجود خود دارند دوست دارند فرزندشان در تمامی مسابقاتی که شرکت می کند حتی در یک بازی دوستانه ساده، برنده و نفر اول باشد. گروهی از والدین نیز هستند که اگر فرزندشان زمین خورده و زانو و یا جای دیگری از بدنش صدمه ببیند و یا لباس هایش پاره شود به شدت آشفته و ناراحت می شود، مسلما نمونه های دیگری از والدین را می توان هم چنان مثال زد.

از طرفی می توان والدینی را در اطراف خود دید که بسیار عالی هستند، به طوری که اجازه می دهند کودک شان بازیگوشی کرده و سر و صدا هم ایجاد نماید، حتی این که سر تا پایشان گلی شده باشد آن ها را آشفته نمی کند؛ چرا که این گونه والدین اعتقاد دارند فرزندانشان را تا سن ۱۸ سالگی باید تحت کنترل داشته باشند تا بتوانند این بازه زمانی را با خوشحالی و شادابی طی نموده و رشدی کافی داشته باشند.

هرچه قدر که زمان بگذرد، راحت تر می توانیم این قانون را قبول کنیم و این در حالی است که افرادی را می توان یافت که هیچ گاه نمی توانند خود را با این قانون وفق دهند. در واقع این که بتوانید آرامش و خونسردی کاملی در برابر اولین فرزند خود داشته باشید، برای مثال در مواردی هم چون رسیدن به استقلال کامل و ترک خانه، به مراتب سخت تر از آن است که همان مقدار آرامش و خونسردی را در برابر فرزند آخر خود داشته باشید.

باید به این نکته توجه کنید که در مقابل فرزندتان همواره باید به مسائلی ضروری توجه کرده و موارد غیر ضروری را رها نمایید. مثلا زمانی که کودک شما در سلامت کامل به سر می برد و بی قراری و گرسنگی ندارد، نباید به نامرتب بودن و پخش بودن عروسک هایش اهمیت زیادی بدهید، یا مثلا این که یک روزی نتوانسته اید فرزندتان را به حمام ببرید و یا این که یادتان رفته است زیرانداز و پتوی فرزندتان را در تعطیلات آخر هفته با خود ببرید؛ هیچ کدام از این ها مسائل مهم و حائز اهمیتی نیستند.

در کل شما باید به عنوان والدین خوب بتوانید در آخر هر روز بنشینید و با خیالی آسوده پا روی پا بگذارید و در حالی که چای می نوشید، در کمال شادابی و با خنده بگویید: خدای من، فرزندانم هنوز زنده اند و در سلامت کامل نفس می کشند. پس باید با اراده بیشتری به راه خودمان ادامه دهیم.

والدین خوب

برای والدین خوب بودن لازم نیست حتما کامل و بی نقص باشید

آیا تاکنون به این مسئله فکر کرده اید که اگر والدین شما کامل بودند و هیچ نقصی نداشتند چه اتفاقی می افتاد؟ اکنون می توانید به این مسئله فکر کنید. به این فکر کنید که پدر و مادر شما در تمام دورانی که در حال تربیت فرزندان خود بودند هیچ گونه نقصی نداشته اند، یا آن که تصور کنید پدر و مادر شما همیشه بسیار دقیق بوده اند.

در واقع شما باید به عنوان یک والدین خوب به این نکته توجه کنید که کودک شما در طول مسیر رشد و تربیتش نیاز دارد که گاهی با خواسته هایش مخالفت شود و یا گاها به خاطر بعضی کارهایش مورد سرزنش قرار گیرد. در واقع شخصی که این کار را انجام می دهد شمایید، پس این شما هستید که گاهی می توانید این زمینه را برای فرزندان خود فراهم کنید تا شما را در مواردی مورد سرزنش قرار دهند.
در واقع تنها کافی است شما به عنوان والدین خوب بدون داشتن رفتاری توهین آمیز، ضعف ها و عیب های فرزندتان را پیدا کنید. اما گاهی ممکن است در این زمینه دچار وسواس شوید، حساسیت زیادی به خرج دهید و یا آستانه تحمل تان بسیار پایین باشد؛ اما همواره باید همراه با عیب های خودتان پیش بروید و در این حالت دیگر نیاز نخواهید داشت تا خودتان را خیلی خسته کنید چرا که حتی گاهی ممکن است ویژگی های بسیار خوبی در این بین داشته باشید البته هیچ کدام از این ها به این معنی نیستند که در تلاش نباشید تا ویژگی های مفیدی به عنوان والدین خوب در خود ایجاد کنید و برای این هدف هیچ تلاش و کوششی نکنید.

در واقع اگر معیارهایی برای خود در زندگی دارید، زمانی که از آن ها عقب افتادید زیادی به خودتان سخت نگیرید، چرا که این شکست های شما هستند که تبدیل به الگویی برای فرزندانتان در زندگی می شوند. در این حالت ممکن است فرزندان، شما را سرزنش کنند و این در حالی است که ممکن است گاهی کامل هم باشید. لذا باید توجه داشته باشید که هیچ گاه نمی توانید خود را از سرزنش فرزندانتان دور نمود. پس همواره امیدوار باشید چرا که زمانی که فرزندانتان بزرگ شده و خودشان پدر و مادر شوند قدردان نقص ها و نقطه ضعف های شما به عنوان یک والدین خوب خواهند بود.

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.