چهارده سالگی در پسرها

رفتار والدین در برابر پسرهای چهارده ساله

پسرها بعد از حدود چهارده سال وارد مرحله جدیدی از زندگی شان می شوند. معمولا پسر در این سن رشد زیادی می کند و به چیزهای زیادی علاقه مند می شود و علاوه بر این ها تستوسترون در بدن پسر رشد زیادی می کند. حدود هشت برابر بیشتر! پسرها در این سن به بحث کردن و جدال با دیگران علاقه مند می شوند و معمولا دوست دارند که با دیگران و به خصوص خانواده شان دعوا کنند و بحث های مختلفی ایجاد کنند. البته این ها به معنای بد شدن پسرها نیست بلکه به این معنی است که پسرها وارد بخش جدیدی از زندگی شان شده اند و باید این ها را همگی تجربه کنند.

پادکست چهارده سالگی در پسرها

پسرهای چهارده ساله به دنبال جواب سوال هایشان می روند و ماجراجویی های جدیدی را در زندگی شان آغاز می کنند. پسرها در چهارده سالگی به چالش های مختلفی دعوت می شوند و همیشه سعی می کنند که خودشان را برنده نشان دهند و اگر هم بازنده از میدان خارج شوند به همه چیز اعتراض می کنند.

خانواده ها در روش تربیت فرزند خود سعی می کنند برای پسرهای چهارده ساله خود محدودیت درس و برنامه ریزی اعمال کنند، در صورتی که یک پسر چهارده ساله احساس بزرگسالی می کند و می خواهد که وظایف بخش های مهمی از خانه را به عهده بگیرد و انجام دهد؛ اما خانواده ها فکر می کنند که هنوز زود است و باید چند سال دیگر صبر کنند تا پسرشان به آن درجه برسد تا بتواند وظایف مهمی را بر عهده بگیرد.

یک داستانی واقعی

گروهی از بومیان آمریکایی وجود دارد که به لاکوتاها معروف هستند. آن ها جامعه ای قوی برای خودشان تشکیل داده بودند و نقطه قوتشان ارتباط خوب میان زن و مرد بود. پسرهای این قبیله در حدود چهارده سالگی باید به قله مرتفعی می رفتند و در آن جا روزه می گرفتند و می نشستند تا با پیام هایی که از دنیای معنوی شان دریافت می کنند بتوانند زندگی شان را بهتر اداره کنند.

این پسرهای چهارده ساله زمانی که بر روی قله از سرما می لرزیدند و چیزی برای خوردن نداشتند، صدای شیرها و تکان خوردن آن ها را از زیر بوته ها هم احساس می کردند که در حقیقت این صداها و لرزش ها کار خود مردان بود برای این که میزان شجاعت پسر را امتحان کنند. البته در همان زیر بوته ها هم سعی می کردند که امنیت پسر را حفظ کنند، زیرا وجود هر پسر در قبیله بسیار ارزشمند بود و اهمیت زیادی داشت.

زمانی که پسرهای چهارده ساله موفق می شدند این آزمون سخت را پشت سر بگذارند، به او مرد می گفتند و برای او جشنی مفصل بپا می کردند. البته او دیگر به مدت دو سال حق نداشت که با مادرش صحبت کند. مادران قبیله همیشه با فرزندهای خود صمیمی بودند و در کنار آن ها می خوابیدند و مردها هم معتقد بودند که اگر پسرهای چهارده ساله دوباره نزد مادرشان بر گردند، جذب دنیای زنانه می شوند و مردانگی خودشان را فراموش می کنند، به همین خاطر پسرها پس از دو سال نزد مادرش بر می گشتند با این تفاوت که آن ها دیگر واقعا تبدیل به مرد شده بودند.

چهارده سالگی در پسرها

نیازهای پسرها در چهارده سالگی

زمانی که پسر وارد چهارده سالگی می شود و به دوران بلوغ خود نزدیک می شود، باید چیزی به او داد که از آن لذت ببرد و بتواند با آن ارتباط برقرار کند. تمام نگرانی های والدین از بابت پسرهای چهارده ساله شان به خاطر جذب شدن به دوست های بد، مواد مخدر و … است.

پسرها در چهارده سالگی جامعه را بازتر می بینند، نقش مهم تری را در جامعه احساس می کنند و دلشان می خواهد که با تمام بخش های این جامعه آشنایی پیدا کنند. هر چیزی که در جامعه وجود داشته باشد برای پسرها اهمیت دارد و جالب است زیرا آن ها تشنه ی کنجکاوی و تجربه هستند و جامعه برایشان منبعی برای به دست آوردن تجربه های مختلف می باشد.

لزوما نیازی نیست که پسرهای چهارده ساله فقط کارهای خوبی انجام دهند. آن ها هم باید تا حدودی با کارهای بد آشنا شوند و آن ها را انجام دهند تا خودشان با خطرات آن آشنایی پیدا کنند. مثلا پسری که به سن بلوغ رسیده و هیچ موقع دوست نابابی نداشته است، هیچ موقع نمی تواند بفهمد که چنین دوستی هایی واقعا می تواند چه ضررهایی به او برساند.

جوامع قدیمی با پسرهای چهارده ساله چگونه رفتار می کردند

طبق تحقیق ها و نتیجه های به دست آمده مشخص شده است که در تمامی قرن ها و فرهنگ ها، به پسرهای چهارده ساله در آستانه بلوغ اهمیت زیادی داده شده است. جوامع قدیمی یک چیز را خوب می دانستند که نسل امروزه از آن غافل شده است آن هم این است که پسرهای چهارده ساله و نوجوان به کمک و مشورت های یک بزرگسال که والدین شان نباشد نیاز دارند. البته به شرطی که آن بزرگسال مورد اعتماد والدین پسر باشد.

یکی از دلایلی که نباید آن فرد بزرگسال والدین پسر باشند این است که پسر و پدر در این سن همیشه با هم مخالفت هایی دارند و دلیل این مخالفت هم فرهنگ متفاوتی است که هر کدام در آن بزرگ شده اند. حال وجود یک بزرگسال به غیر از پدر به کم شدن این دعواها و مخالفت ها کمک می کند و همچنین می تواند به روش بهتری پسر را به مسیر درست هدایت کند.

در قدیم به دو روش پسر را تبدیل به یک مرد می کردند. اولی این بود که آن ها را به همراه یک بزرگسال آگاه می فرستادند تا آن شخص بتواند درس های زندگی را به پسر چهارده ساله بیاموزد؛ یا این که پسر را در موقعیت های مختلفی قرار می دادند تا بتواند شجاعت و مردانگی خودش را نشان دهد. البته خود پدرها هم می توانند حامی و راهنمای نوجوان باشند به شرطی که میان آن ها مخالفتی وجود نداشته باشد و بر سر موضوعات بی دلیل دعوا نکنند و همچنین پدر بتواند تست های مختلفی از پسر بگیرد.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.