چگونگی برخورد با کودکان تیزهوش

تیزهوشی کودکان چه مزایا و معایبی دارد؟!

اولین باری که کودکتان را در آغوش می گیرید، تبدیل به خاطره ای می شود که برای همیشه در ذهنتان جای می گیرد و هر بار که یاد آن می افتید لبخندی بر روی لبانتان نقش می بندد. این شادی شما ربطی به استعداد و سواد کودک ندارد و تنها به دلیل احساس وابستگی عمیق شما به کودک است. ممکن است هنوز نسبت به خودتان اعتماد به نفس نداشته باشید و خودتان را لایق بزرگ کردن و شایستگی کودک ندانید. طبیعتا اولین آرزوهایی که در هنگام تولد کودکتان داشته اید، آرزوی سلامتی او بوده است.

در اولین روزها و هفته های تولد کودک مشغول غذا دادن و برآورده کردن نیازها و امور طبیعی او بوده اید. خانواده تان دورتان جمع می شود و از شباهت کودکتان به شما می گفتند و از او پیش شما تعریف می کردند. سپس در مورد استعداد و توانایی های کودک در آینده صحبت می کردند. البته این حرف ها و صحبت ها به طور جدی نبود و فقط برای تعریف کردن از کودک آن حرف ها زده می شد.

برآورده کردن نیازهای کودک یکی از مسئولیت های مهم پدر و مادر است که همیشه باید نسبت به تمام کارها اولویت بالاتر و مهم تری داشته باشد. کودک شما که اکنون یک خردسال تیزهوش است یا به سن نوجوانی و زرنگی رسیده است، همیشه برای شما همان خردسال قدیمی است. تیزهوش بودن و زرنگی او همیشه باید ویژگی های دوم کودکتان باشد. هنگامی که تیزهوشی ملاک اول والدین باشد، کودک از این که نمی توانند به موفقیت های مورد نظر والدین برسد به شدت ناراحت شده و رنج می کشد.

پادکست چگونگی برخورد با کودکان تیزهوش

البته تیزهوشی ملاک بدی نیست و کودکان تیزهوش می توانند توانایی های زیادی را در خانواده زنده کنند. کودکان تیزهوش چنان سرعت فراگیری بالایی دارند که می توانند به وسیله ی همان تیزهوشی خود، والدینشان را به برده ای تبدیل کنند. در مثال های زیر خودتان به خوبی متوجه این نکته خواهید شد:

پسری که شدیدا به ریاضی علاقه مند بود، همیشه عادت داشت که فرمول های ریاضی را برای او به عنوان لالایی بخوانند. در ابتدا این مانند یک بازی جالب برای کودک و والدین بود، اما به تدریج تبدیل به یک ناهنجاری عجیب در خانه شد. به طوری که والدین پسر باید ساعت ها وقتشان را برای خواب کودک صرف می کردند و از خواب خود عقب می ماندند. علاقه شدید آن پسر به ریاضیات باعث شد که پسری جدی و یک بعدی شود که سلامت عاطفی اش را به طور کامل از دست بدهد.

دختری که هنوز خواندن و نوشتن بلد نبود، علاقه شدیدی به خواندن کتاب ها توسط پدر و مادرش داشت. تفریح او شنیدن صدای والدینش که کتاب می خوانند شده بود و به کتاب ها و جلدهای آن نگاه عمیقی می انداخت. در ابتدا پدر و مادر از این تفکر عمیق دختر راضی بودند اما به مرور زمان تمام تفریح دختر همان کتاب ها شده بود که علاوه بر این که زمان زیادی را از والدین می گرفت، باعث شده بود که دختر دیگر نیازها و هیجان های دیگر را تجربه نکند.

دوستان عزیز اگرچه چنین مثال هایی در زندگی به ندرت رخ می دهند اما مثال هایی واقعی بودند. کودکی که استعداد فراوان و علاقه ی زیادی به یادگیری دارد، والدینش را تحت فشار قرار می دهد که فضای لازم را برای یادگیری او فراهم کنند. کودکانی که تیزهوش هستند در همان کودکی نشانه های تیزهوشی و استعدادشان را نشان می دهند.

آن ها ممکن است در کودکی جملات کاملی بگویند که کودکان همسن او تنها از چند کلمه استفاده می کنند یا توصیف دقیقی از پدیده های اطرافشان داشته باشند که کودک های همسن و سال با چنین دقتی اطرافشان را بررسی نمی کنند. ممکن است علایق و سلایقی داشته باشند که غیر عادی باشد و باقی کودک ها از آن علایق پیروی نکنند. آن ها حتی ممکن است به خودی خود خواندن و نوشتن را بیاموزند یا استعداد های هنری خود را به والدین و دیگران نشان دهند. همه ی این ها تنها در کودکان تیزهوشی مشاهده خواهد شد که فراتر از استعداد و توانایی های یک کودک عادی در جامعه است.

چگونگی برخورد با کودکان تیزهوش

باید به سایر نیازهای کودکان تیزهوش هم توجه شود

عشق به یادگیری در کودکان خوب است به شرط آن که در کنار آن هم نیازهای دیگر کودک مانند نیاز به بازی و تفریح هم برآورده شود. به طوری که یک کودک تیزهوش از هر نظر، تربیتی کامل داشته باشد و نیازهای عاطفی اش برطرف شده باشد. کودک تیزهوشی که تنها یادگیری اش تقویت شده باشد و به دیگر نیازهایش اهمیت داده نشده باشد، ممکن است در سنین بالاتر دچار مشکلات عجیبی شود.
برای مثال ممکن است که نتواند با دیگر دانش آموزان مدرسه ارتباط خوبی برقرار کند و در جامعه تبدیل به فردی تنها شود، یا این که دیگران را مسخره کند و خود را بالاتر از بقیه ببیند. در این صورت در آن ها یک غرور کاذب شکل می گیرد که خودشان را فراتر از دیگران و سن و سالان خود می بینند که فضای آموزشی فعلی برایشان کافی نیست.

به همین دلیل است که باید علاوه بر یادگیری کودک، به دیگر نیازهای او هم مانند تماشای تلویزیون، بازی با دوستان و … هم توجه شود زیرا یک انسان کامل تنها در زندگی به هوش بالا نیاز ندارد، بلکه به روابط اجتماعی خوب و راهنمایی های خوب هم نیازمند است. پس سعی کنید که کودکتان را تک بعدی بزرگ نکنید و به تمام نیازهای او توجه کنید. کودکی که نیازهایش در کودکی برطرف نشود، در سنین بزرگسالی آسیب هایی جدی می بیند که حتی ممکن است هرگز جبران نشوند.

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.