چگونگی کمک کردن به افراد عصبی

چگونه می توان به انسان های عصبی کمک کرد؟!

برای آن که بتوانید زندگی موفقی داشته باشید و هم چنین بتوانید به اشخاصی که مشکلاتی مانند اختلالات عصبی دارند کمک کنید، باید در درون خود باور داشته باشید که توانایی کمک به این گونه افراد را دارید و هم چنین متقابلا می توانید درخواست کمک از جانب افراد عصبی نیز دریافت نمایید. چرا که این ماییم که یاد می گیریم حالت های عصبی بودن و استرس داشتن را به خودمان تلقین کنیم. در واقع ما در بیشتر موارد در حال آموختن مسائلی هستیم که به راحتی می توانیم فراموش کنیم و در نتیجه می توانیم از تلقین های درون خود و یادگیری مسایل بد، جهت پیشگیری از تبدیل شدن به فردی عصبی پرهیز نماییم.

پادکست کمک کردن به افراد عصبی

منشا حس بیهودگی در افراد عصبی چیست؟!

در واقع پایه و اساس حس بیهودگی در انسان های عصبی، باور قلبی آن ها به تلقین هایی است که در درون آن ها می باشد و در واقع ارزش آنچنانی ندارند. می دانیم که یکی از رفتارهای بارز آقایان و خانم ها، لجبازی و پافشاری کردن برای این مسایل بیهوده و بی ارزش می باشد، چرا که هر آنچه را به آن باور داشته باشند به عنوان یک حقیقت و مسئله واقعی قبول کرده اند و هیچ گاه نمی توانند بر آن چه که در درون فکرشان می گذرد غلبه کرده و آن را تغییر دهند.

در واقع این گونه افراد توانایی تغییر خودشان را ندارند، اما اگر شخصی بتواند خود را به این باور برساند که توانایی عوض شدن و تغییر را دارد، می تواند باور جامعه در این زمینه را نیز به مرحله ی عمل برساند. اگر شما نیز بتوانید به این باور و ایمان قلبی دست پیدا کنید، می توانید یک فرد کمک کننده به افراد عصبی باشید، به عبارتی شانس کمک کردنتان به این گونه افراد را افزایش خواهید داد.

به این مثال توجه کنید

برای مثال وکیلی با رتبه ی بسیار بالا را در نظر بگیرید که پس از حدود ۲۵ سال زندگی مشترک هنوز نتوانسته است یاد بگیرد که چگونه می تواند تمایلات جنسی همسر خود را تامین نماید و زمانی که به او راهکارهایی اصولی در عین حال ساده را برای رفع مشکلش پیشنهاد می کنید، متوجه خواهید شد که به شدت عصبی شده و معترضانه می گوید که چگونه می تواند عادت های چندین ساله خود را تغییر داده و یا آن ها را فراموش کند.

در واقع در این حالت اگر به او بگویید تو وکیل خوبی هستی یا خیر؟ جواب او مثبت خواهد بود و یا اگر سوال کنید که شما همواره درگیر مباحث و پرونده هایی با موضوعات جدیدی می باشید، با توجه به تجربه ی شخصی تان که در این زمینه کسب کرده اید و با توجه به پرونده هایی که با موضوع تقریبا یکسان داشته اید، آیا یکی از برنامه هایتان صحبت و برقراری ارتباط درست همراه با رفتاری مناسب با قاضی ها و هیئت منصفه نیست؟! در این شرایط نیز خواهید دید که فرد سخنان شما را تایید کرده و پاسخش مثبت می باشد.

حال در نظر بگیرید از او بخواهید تا فکر کند که پس از تلاش های فراوان برای حل کردن یک پرونده کم کم به این نتیجه برسد که راهکارهایی که در پیش گرفته و روش های حل مسئله او، کارآمد و موثر نبوده اند، بپرسید در این حالت چه واکنشی خواهد داشت؟! آیا با تلاش و لجبازی همان روش قبلی خود را بر اساس تمام برنامه ریزی هایش برای حل آن پرونده در پیش می گیرد و یا برعکس؟! پاسخی که از او در این زمینه می شنوید منفی است! چرا که برای آن که بتواند پرونده اش را حل کند مسلما روش ها و برنامه ریزی های جدیدی را در پیش می گیرد.

در این شرایط می توانید از او بپرسید که دلیل این که دقیقا همین روند و روش تغییر شرایط را در مورد مشکلات خانوادگی و مسائل زناشویی خود به کار نمی گیرد چیست؟! به او یادآوری کنید که در طی ۲۵ سال گذشته نتوانسته در این مورد عملکردی مناسب داشته باشد. سپس مجدد از او بپرسید که چرا هیچ تلاشی نمی کند تا برنامه ریزی های جدیدی برای زندگی اش داشته باشد، تا بتواند با تغییر عملکرد خود، ۲۵ سال آینده خود را در نهایت رضایت و موفقیت و عاری از عصبی بودن طی کند؟! در این حالت شما متوجه خواهید شد که این فرد تا به حال این گونه به مسئله نگاه نکرده است. در آخر می توانید به او یاد آور شوید که اهمیت داشتن یک رابطه جنسی سرشار از رضایت به اندازه ی موفق شدن و کسب نتیجه مطلوب در یک پرونده مهم می باشد.

افراد عصبی

نتیجه گیری کمک کردن به افراد عصبی

شما باید به این نکته توجه کنید که این شما هستید که توانستید با این کار به یک شخص عصبی کمک کنید تا بتواند به فکر داشتن برنامه ریزی جدید و امتحان روش های نو باشد و هم چنین بتواند عادت های نادرستش را تغییر داده و نتیجه ی خوشایند و رضایت بخشی کسب نماید.

در واقع بیشتر افراد به این دلیل که تصور می کنند انسانی بی ارزش و بی فایده می باشند، به این باور قلبی رسیده اند که واقعا ارزشی ندارند و در نتیجه هیچ گاه تلاش نمی کنند تا این شرایط را عوض کرده و آن را بهبود ببخشند. برای این که بتوانید در خود تغییری ایجاد نمایید، باید تلاش فراوانی انجام دهید و اما برای این تلاش نیازمند داشتن هدفی درست و ایده ای مناسب می باشید. منشا اولیه ی داشتن باور تغییر در وجود خود، داشتن ایده ای مناسب برای آن می باشد. دوستان عزیز سایت آگاه باشیم در بخش دوم همین مطلب به طور مفصل توضیح می دهیم که امید به تنهایی چگونه می تواند بر تمام ناامیدی ها غلبه کرده و آن ها را شکست دهد.

در واقع شما باید تلاش کنید این مسئله را در مورد تمامی افراد عصبی اطرافتان که با آن ها در ارتباط می باشد عملی کنید، به این معنی که اگر شما بتوانید بذر تغییر و امید به تغییر را در وجود یک شخص، در قالب یک ایده ی کارآمد بکارید، می توانید امیدوار باشید تا آن فرد عصبی تغییر نماید. در واقع شما تا اندازه ای باید آن بذر را پرورش دهید که اطمینان پیدا کنید فرد به این نتیجه رسیده است که انسانی بیهوده نیست. در این صورت شما توانسته اید نصف مسیر برای کمک کردن به آن شخص را به خوبی طی کنید، پس تلاش کنید این کار را با تمامی افرادی که با آن ها در ارتباط هستید انجام دهید.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.