کسب و کار کوچک و اندازه رشد آن

صحیح بودن کسب و کار کوچک و اندازه رشد آن

بیشتر صاحبان کسب و کارهای کوچک به افزایش رشد و گسترش کارشان اعتقادی ندارند و به همان ایده ی اولیه خود پایبند هستند. آمارها نشان داده است که حدود هفتاد درصد از شرکت ها و صد در صد از کسب و کارهای خانگی توسط یک یا دو نفر اداره می شود، این موضوع به این معنا است که همان افرادی که درون شرکت کار می کنند، مالکین همان شرکت نیز هستند؛ که تنها به دلیل امرار معاش به کار کردن می پردازند. این تحقیق نشان می دهد که این افراد تنها یک شغل دارند چون خودشان از همان اول این گونه خواسته بودند.

پادکست کسب و کار کوچک و اندازه رشد آن

چنین افرادی تنها به دنبال مکانی تخصصی بوده اند که در آن بتوانند ایده های خود را به واقعیت تبدیل کنند و به نوعی می خواستند کاسبی شخصی خودشان را داشته باشند. البته منظور از کسب و کار، کارهایی مانند باغبانی یا مروج دینی و … نیست. بسیاری از افراد فکر می کنند زمانی که متخصص بر روی کار خودش تمرکز کند و فعالیت مورد علاقه اش را انجام دهد، بقیه کارها هم خود به خود به خوبی پیش می رود. باید بدانید که چنین عقیده ای اشتباه است و پایه و اساسی ندارد؛ به همین دلیل بسیاری از کسب و کارها نیز دچار شکست می شوند. البته نمی توان اسم همه کارهایشان را کسب و کار نهاد زیرا زمانی که یک شخص مشغول به کار است، دیگر آن کار تبدیل به کسب و کار نمی شود.

چنین افرادی در درازمدت از کارشان خسته می شوند و دیگر علاقه ای به کار کردن در آن بخش ندارند اما به دلیل این که باید بودجه زندگی خود را تامین کنند، مجبور به کار هستند. شخص زمانی که با عشق و علاقه مشغول کار کردن می شود باید تلاش زیادی کند تا به سود کمی برسد اما داشتن کسب و کار دقیقا در نقطه مقابل این نگرش قرار دارد. در کسب و کار تلاش کمتری صورت می گیرد ولی سود بیشتری حاصل می شود. البته منظور از این مطلب این نیست که کاری که دوست دارید را انجام ندهید بلکه منظور این است که نباید کسب و کارتان را فقط برای چیزی که دوست دارید تاسیس کنید. بسیاری از افراد فکر می کنند باید چیزی که دوست دارند را انجام بدهند، در صورتی که باید چیزی که انجام می دهند را دوست داشته باشند.

نکاتی برای راه اندازی کسب و کار جدید

اگر می خواهید یک کسب و کار راه بیندازید باید به نکات زیر دقت کنید. اگر نکات زیر در کسب و کارتان وجود داشت به آن ایده امیدوار باشید و با اراده و اشتیاق انجامش دهید:

– منطقی است و معنا و مفهومی دارد.

– دلیل موجهی برای انجام دادن وجود دارد.

– دلیل تاسیس کسب و کارتان تنها علاقه شخصی نیست بلکه دلیل های دیگری هم دارید.

– دوست داشتنی و عالی است.

– زیبا و رضایت بخش است.

زمانی که کار می کنید به کارتان علاقه داشته باشید تا بتوانید آن چه را که دوست دارید به دست آورید. زمانی که کسب و کار شما دارای یک منطق باشد آن موقع می توانید کسب و کارتان را گسترش و توسعه بدهید و به ابعاد های دیگر آن فکر کنید. البته منظور از رشد به صورت زمین و مساحت نیست بلکه خود کاری که انجام می دهید است. تصمیم گیری ها و قرارداد های شما تاثیر مستقیمی بر موفقیت کسب و کارتان دارد. اگر تنها کاری که دوست دارید را انجام می دهید، از کارهای دیگر عقب خواهید افتاد.

یک کار بزرگ و قابل بحث

منظور از رشد و توسعه ی یک کسب و کار، رشد متراژی آن نیست. مردی را تصور کنید که در اتاقش مشغول کار کردن است. حال در همین وضعیت فرزندان او در خانه بازی می کنند و سر و صدای زیادی به وجود می آورند. مرد به آن ها می گوید ساکت باشند اما فرزندها گوش نمی دهند زیرا از نظر آن ها کار پدر معنایی ندارد و تنها چیزی که الان می توانند درک کنند بازی کردن است.
حالا نوجوانی را تصور کنید که پدرش کاری مانند پرورش اسب، دامداری، راننده تراکتور و کارهایی از همین قبیل را انجام می دهد. زمانی که نوجوان کار پدر را دیده باشد و با آن آشنا باشد می داند که کار برای زندگی اش حیاتی است و پدرش از همین راه پول در می آورد اما زمانی که با آن آشنا نباشد، کار پدر برایش بی معنا می شود و فکر می کند که در سن جوانی برای امرار معاش باید کارهای بی معنی و مفهومی را انجام دهد. منظور این است کاری که انجام می دهید را برای دیگران توصیف کنید و به آن معنا دهید تا دیگران بتوانند متوجه هدف و منظور اصلی کسب و کارتان بشوند و به آن احترام بگذارند.

نقطه شروع یک کارآفرین

زمانی که شما می خواهید از نقطه ای شروع کنید و کسب و کار خودتان را راه بیندازید، ابتدا باید کسب و کار دیگران را بررسی کنید و نحوه ی کار آن ها را متوجه شوید تا بتوانید در کسب و کار خودتان موفق تر عمل کنید. برای مثال از بررسی یک تعمیرکار شروع کنید. یک شخص که شغلش تعمیرکاری است هر روز صبح از خانه به سمت تعمیرگاهش می رود. او لباس کثیف خودش را می پوشد و به آرامی مشغول کار می شود. او به دلیل مهارت زیادی که دارد ماشین های زیادی را در دست تعمیر قرار می دهد اما سرعت پایینی دارد.

احتمالا در ابتدا فکر می کنید که چنین فردی زندگی خوبی دارد و در کارهایش موفق است اما چنین تفکری اشتباه است. آن فرد تعمیرکار سال ها قبل زندگی کاری اش متوقف شد زیرا هر روز فقط به تعمیرگاه می آید، ماشین تعمیر می کند و به خانه می رود. هیچ تنوع و گسترشی در کارهایش ایجاد نشده است و تنها به منظور رفع تکلیف و امرار معاش چنین کاری را انجام می دهد. مهم ترین سوالی که در ایجاد کسب و کار باید از خودتان بپرسید این است؛ زمانی که کسب و کارتان رشد ده هزار برابری داشته باشد، آن را چه شکلی خواهید دید؟!

کسب و کار کوچک

وسعت به معنای تکثیر یک چیز

زمانی که می خواهید یک کسب و کار راه اندازی کنید باید از خودتان یک سری سوالات را بپرسید:

باید چه کار کنید تا کسب و کارتان ده هزار برار بزرگ تر شود؟!

باید چه کار کنید که هر عملی در شرکتتان ده هزار بار تکرار شود؟!

چه کار کنید تا هر نتیجه ای که در شرکتتان حاصل می شود ده هزار بار توسط افراد جدید هم تکرار شود؟!

با پرسیدن چنین سوالاتی از خود حوزه کاری تان از یک انجام دهنده بالاتر می رود و تفکرتان به یک مخترع می رسد. زمانی که جواب چنین سوالاتی را پیدا کنید، تبدیل به کارآفرینی مناسب خواهید شد.

طرز فکری جدید

همان تعمیرکار قبلی را فرض کنید. او با خود می گوید که می تواند ده هزار تعمیرگاه ماشین دیگر هم ایجاد کند. او طرز فکری جدید درونش ایجاد کرده است. برای این که بتواند به هدف خودش برسد حرکتی جدید انجام داد. او جای آنکه تمام خودرو ها را تعمیر کند، تنها خودرو هایی که به آن علاقه داشت را تعمیر می کرد. او گزینه های خاصی برای خودش انتخاب کرده بود و تمرکز بیشتری بر روی اعداد و ارقام داشت. او تحقیق ها و سوالات زیادی را از خود درباره ی ماشین ها پرسید و سپس هب کلمه محیط زیست رسید و درباره ماشین هایی فکر می کرد که با محیط زیست سازگار هستند. آن تعمیرکار دیگر درباره ی همه چیز تحقیق و بررسی می کرد و فقط تمرکزش روی تعمیر خودرو نبود. او مانند یک کارآفرین در ذهن خود شده بود.

حال فرض کنید که شما خود آن تعمیرکار هستید. اگر باورهایی قدیمی مانند آن دارید باید همه ی آن ها را فراموش کنید و به کسب و کار جدیدتان فکر کنید. باید باوری جدید را بپذیرید و برای موفقیت در کسب و کارتان باید سوال های زیادی از خودتان بپرسید. این که کسب و کارتان قرار است تا چه مرحله ای پیش برود به خودتان بستگی دارد. اگر تنها خودتان کار کنید و به فکر گسترش نباشید همیشه در یک مرحله باقی خواهید ماند اما یک کارآفرین واقعی همیشه به فکر گسترش است؛ ریسک ها و هیجان های زیادی در زندگی اش ایجاد می شود که باید در مقابل هر کدام از آن ها ایستادگی کند.

برخورداری از اراده قوی

در راه اندازی یک کسب و کار سختی های زیادی برای فرد کارآفرین وجود دارد که تنها سه چیز باعث می شود او قوی بماند. برنامه ریزی، امید و مهم تر از همه داشتن اراده ای قوی. شخصی که برای کسب و کارش اراده داشته باشد در برابر هیچ مشکلی زانو خم نمی کند و به مقابله می پردازد.

برنامه ریزی

در مرحله ی اول کارآفرین باید برنامه ریزی داشته باشد. او باید قادر باشد کارهای کسب و کار خود را تا چندین مرحله بعد هم پیش بینی کند و برنامه ای برای آن داشته باشد. اگر بدون برنامه ریزی جلو برود ممکن است ناگهان دچار مشکل یا سود بزرگی شود و نداند که چه کار باید بکند. شرکتی در همان روزهای اول رشد زیادی کرد اما پس از یک ماه از بین رفت زیرا مدیران آن شرکت برای سودشان برنامه ای نداشتند و نمی دانستند به چه نحوی باید از آن استفاده بکنند.

امید

اگر در همان اول کار ناامیدانه ادامه دهید به هیچ جا نخواهید رسید. افراد زیادی بوده اند که با کوچک ترین مشکلی ناامید شده اند و دیگر کسب و کارشان را ادامه نداده اند. امید یکی از ستون های قوی ذهن و کسب و کارتان است. تا زمانی که امید داشته باشید می توانید به دیگران هم انگیزه بدهید تا به کسب و کارتان رونق بدهند و در مقابل هر مشکلی ایستادگی کنند.

اراده

مهم ترین اصل همین اراده است. اراده تنها دلیل و بهترین دلیلی است که موجب می شود شما رو به آینده حرکت کنید و در برابر مشکلات شرکتتان تسلیم نشوید. اراده باعث می شود که کارآفرین خودش را باور داشته باشد و بداند که می تواند کارهای زیاد و مثبتی را در شرکت خود انجام دهد.

100%
نظرسنجی
  • لطفا به مطلب بالا امتیاز دهید بدهید

نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.